معامله با ابو الحسين اسدى . زيرا كه آن حضرت وفات حاجز را چون دانسته بود ، تو را مأمور به معامله با ابو الحسين اسدى كرد » « 1 » .
مؤلف گويد : اين خبر دلالت بر سفارت وكالت هردو نفر ، يعنى حاجز و ابو الحسين دارد ، چنان كه راوى فهميده .
و از جمله ايشان ، " احمد بن اسحاق اشعرى " و " ابراهيم بن محمّد همدانى " و " احمد بن حمزة بن اليسع " مىباشند كه از " محمّد رازى " روايت شده كه او گفت كه : « من در قريه عسكر بودم . ناگاه فرستادهاى از جانب آن مرد - يعنى صاحب عليه السّلام - درآمد و گفت : " احمد بن اسحاق اشعرى " و " ابراهيم بن محمّد همدانى " و " احمد بن حمزة بن يسع " ثقهاند « 2 » .
و روايات ديگر در باب " احمد بن اسحاق " و غيره مذكور خواهد شد ، ان شاء اللّه .
و از جمله ايشان ، زن امام على النقى عليه السّلام - كه مادر امام حسن عسكرى عليه السّلام و جدّهء حضرت حجّت باشد - مىباشد . زيرا كه شيخ صدوق در كتاب اكمال الدين به سند خود از " احمد بن ابراهيم " روايت كرده كه " در سال دويست و شصت و دوم به نزد حكيمه - دختر امام محمّد تقى عليه السّلام و خواهر امام على النقى عليه السّلام - رفتم و از پس پرده با وى سخن گفتم و از دين و طريقهء او پرسيدم . اسماء امامان را يكيك ذكر نمود و اقرار به امامتشان كرد . بعد از آن گفت كه : يكى از ائمهء من " حجت بن الحسن بن على " و نام او را ذكر نمود .
گفتم : فداى تو شوم ! " حجت بن الحسن " را ديدهاى كه به من خبر مىدهى يا آنكه اسم او را شنيدهاى ؟ گفت كه : از امام حسن عسكرى عليه السّلام در خصوص حجت عليه السّلام ، مكتوبى به مادر او نوشته بود . وقتى كه مكتوب را ديدم از مادرش پرسيدم : آن مولود كه بود ؟ گفت : پنهان است . چون اين سخن را از حكيمه شنيدم به او گفتم كه : با پنهانى او ، شيعه به كى رجوع نمايند در ضروريات خود و مشكلات و رفع مشكلات ؟ گفت كه : جده حجت عليه السّلام - مادر امام حسن عسكرى عليه السّلام - حاجات را برآورد و مشكلات را حل نمايد . گفتم كه : امام حسن عسكرى عليه السّلام به كى متابعت نمود در اينكه وصى خود را زن نمود و شيعيان خود را به زن راجع فرمود ؟
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 363 ؛ غيبت طوسى ، ص 415 . از مرحوم كلينى نقل شده ولى در كتب ايشان يافت نشد .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 363 .