تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
شيعيان به سال " تناثر نجوم " موسوم نموده‌اند ؛ زيرا كه در آن سال اكثر علما و محدثين اخبار ، به ديار باقى ارتحال نمودند . چنان كه از " احمد بن ابراهيم " روايت شده كه : « ما با مشايخ شيعه رفتيم به خدمت " على بن محمّد سمرى " . چون حاضر شديم ، او ابتدا گفت : خدا رحمت كند " على بن حسين بن بابويه قمى " را كه در اين ساعت به رحمت الهى و اصل شد . پس مشايخ ، تاريخ آن‌روز را نوشته . بعد از آن ، به هفده يا هيجده روز خبر رسيد كه در همان روز و در همان ساعت وفات نموده » « 1 » . و " محمّد بن يعقوب كلينى ثقة الاسلام " در همين سال وفات كرده [ است ] . و سابقا مذكور شد كه اگرچه ظاهر اين توقيع ، آن است كه در زمان غيبت كبرى رؤيت حضرت حجّت عليه السّلام نشود و مدعى آن كاذب باشد ، لكن مراد رؤيت ، بر وجه وكالت و سفارت باشد ؛ زيرا كه كلام ، در مقام آن است كه فرمود : « بعد از اين ، وصى خود كسى را مگردان . به سبب آنكه غيبت تامه واقع گرديد ، و بعد از اين ظاهر نمىشويم از براى احدى » يعنى كسى را نايب نمىكنيم ، و اين‌كه فرموده كه : « بعد از اين ، جمعى از شيعيان دعواى مشاهده خواهند كرد ، افترا باشد » اشاره به كسانى باشد كه دعواى " بابيّت " كرده‌اند ، چنان كه مذكور خواهد شد . زيرا كه محض دعواى رؤيت - اگرچه كذب باشد - افترا نخواهد بود ، مگر آنكه فعلى مانند استنابه يا قولى به او نسبت دهند كه وقوع نداشته باشد و يا آنكه مراد ، انكار ديدن و در آن‌وقت شناختن مىباشد ؛ چنان كه مجلسى رحمه اللّه گفته . زيرا كه جماعتى از ثقات روايت كرده‌اند كه آن حضرت را در غيبت كبرى ديده‌اند ، و وجه اول بهتر است . زيرا كه جماعت ثقات ديده‌اند و شناخته‌اند ؛ چنان كه مذكور خواهد شد . و بالجمله ، اين چهار نفر از سفراء ، معروف و مشهور بوده‌اند و هريك از ايشان را كاركنان و مقربان ديگر بوده كه بعض امور را به آنها رجوع مىنموده‌اند . از آن جمله ، از " جعفر بن احمد بن متيل قمى " روايت شده كه " در بغداد ده نفر بوده‌اند كه از جانب " محمّد بن عثمان ابو جعفر عمرى " پاره‌اى تصرفات مىكرده‌اند كه از جمله ايشان يكى " ابو القاسم حسين بن روح " بوده و تقرّب همه ايشان به ابو جعفر بيشتر از او بوده ، خصوص خود " جعفر بن احمد
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 360 .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 199 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان