و از " ام كلثوم " ، دختر او و ديگران نيز [ به ] همين طريق اين را روايت كردهاند و نيز روايت كردهاند كه در سال سيصد و چهار يا سيصد و پنج ، او به رحمت ايزدى و اصل شد « 1 » .
سوم از جمله سفراء مرضيين ، " شيخ جليل ابو القاسم حسين بن روح "
بود كه « چون نزديك وفات " محمّد بن عثمان " شد ، حضرت صاحب الامر - ارواحنا له الفدا - او را امر فرمود كه : " ابو القاسم حسين بن روح " را قائممقام خود كند ؛ با آنكه " جعفر بن محمّد بن متيل " نهايت اختصاص به " محمّد بن عثمان " داشت و اكثر كارهاى حضرت حجت عليه السّلام را به او رجوع مىنمود و اكثر مردم را گمان آن بود كه او را نايب و وصى خود خواهد نمود .
جعفر گفت كه : من در وقت احتضار " محمّد بن عثمان " بر بالين او نشسته بودم و با او سخن مىگفتم و سؤالها مىنمودم و " حسين بن روح " نزد پاهاى او نشسته بود . پس محمّد متوجه من شد و گفت : حضرت حجت عليه السّلام به من فرموده است كه حسين را وصى خود كنم و او را نايب گردانم . پس من برخواستم و دست حسين بن روح را گرفتم و او را بر جاى خود نشانيدم و خود رفتم و نزديك پاهاى او نشستم و بعد از آن ، جعفر در خدمتگزارى حسين مىگذرانيد و به خدمات او قيام داشت « 2 » .
و بهعلاوهء اين خبر ، مجلسى و غيره از جماعت بسيار از محدثين شيعه روايت كردهاند كه : « چون نزديك وفات " محمّد بن عثمان " شد ، اكابر شيعه را طلبيد و به همه گفت كه : اگر مرا مرگ دريابد ، امر نيابت و سفارت به " ابو القاسم حسين بن روح نوبختى " است و از جانب ناحيه [ ( امام زمان عليه السّلام ) ] مأمور شدهام كه او را نايب كنم . بعد از من ، امور خود را به او رجوع كنيد .
پس جميع شيعه به او رجوع مىنمودند و زياده از بيست و يك سال امر سفارت با آن بزرگوار بود . مرجع و ملاذ ظاهرى شيعيان گرديد و بهطورى تقيه مىكرد كه اكثر سنّيان او را از خود مىدانستند و نهايت محبت به او داشتند ، تا آنكه در ماه شعبان سيصد و بيست و شش به " رياض جنان " ارتحال نمود . شكّر اللّه سعيه » « 3 » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 351 و 352 .
( 2 ) . همان ، ص 353 و 354 .
( 3 ) . همان ، ص 355 - 358 ؛ غيبت شيخ طوسى ، ص 371 و . . .