شيعه بر بابيّت آنها اقرار و اعتراف داشتهاند و كرامات و خوارق عادات كثيره از ايشان ديدهاند ، بهطورى كه قطع بر صدق و حقيقت آنها نمودهاند و هريك را به نص خاص منصوب مىدانند - چهار نفر بودهاند .
اول ايشان ، " عثمان بن سعيد اسدى "
بود كه حضرت امام على النقى عليه السّلام و امام حسن عسكرى عليه السّلام نص بر امانت و عدالت او فرمودهاند و به شيعيان گفته بودند كه : آنچه او گويد از ما گويد و حق باشد .
دوم ايشان ، " ابو جعفر محمّد بن عثمان "
بود كه بعد از وفات پدر بزرگوارش به منصب سفارت سرافراز گرديد . به نص حضرت عسكرى عليه السّلام وثاقت و امانت و ديانت او [ ثابت مىگردد ] و به نص پدرش ، از جانب حضرت حجّت عجّل اللّه تعالى فرجه و به علاوه توقيعات متعدده - كه دلالت بر جلالت شأن و رفعت مكان او و سفارت و نيابت مىنمود - به جهت خود او و طايفه شيعه از ناحيه مقدسه ، بعد از وفات والد ماجدش بيرون آمد كه از جمله آنها اين بود كه مجلسى و غيره روايت كردهاند و مضمون آن اين است كه :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 1 » تسليم مىكنيم امر خدا را و راضى شدهايم به قضاى او ، و پدر تو با سعادت زندگانى كرد ، و مرد حميد و پسنديده [ اى بود ] ، پس خدا او را بيامرزد و ملحق نمايد به موالى و اولياء او . زيرا كه هميشه اهتمام داشت در امر ايشان ، و طلب مىنمود نزديكى به ايشان را و تقرب مىنمود به خدا و ائمهء هدى . خدا روى او را نورانى كند و لغزشهاى او را عفو نمايد ، و حق تعالى ثواب تو را در مصيبت او عظيم كند و صبر نيكو كرامت فرمايد . مصيبت او به تو و به ما ، هردو رسيده است و مفارقت او ، تو و ما را نيز به وحشت انداخته . پس خدا او را شاد گرداند در بازگشت او به آخرت ، و از جمله كمال سعادت او آنست كه حق تعالى او را مثل تو فرزندى عطا فرموده كه جانشين او باشى بعد از او ، و قائممقام او باشى به امر او ، و ترحم نمائى بر او ، و من مىگويم كه الحمد للّه نفوس راضيند به مكان تو و آنچه خدا در نزد تو مقرر گردانيده است . خدا تو را تقويت كند و يارى كند و اعانت نمايد و توفيق دهد و حافظ و ناصر و معين تو باشد » « 2 » .
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 156 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 349 ؛ كمال الدين ، ج 2 ، ص 510 .