بعد از آن [ امام ] صادق عليه السّلام از روى تمثل براى طول غيبت قائم عليه السّلام ، اين آيه را تلاوت نمود :
حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا
« 1 » ؛ يعنى : وقتىكه پيغمبران از ايمان آوردن امّتان خود مأيوس شدند و گمان نمودند كه نزد ايشان دروغگو هستند ، يارى ما به ايشان رسيد . بعد از آن فرمود كه : طول عمر خضر ، نه به جهت آنكه نبوّتى به او داده شود ، يا آنكه كتابى بر او نازل گردد و يا آنكه شريعتى از شرايع انبيا را نسخ نمايد ، يا آنكه امامت قومى كند ، يا عبادتى تازه بر او واجب شود ، بلكه چون در علم ازلى خداى تعالى طول عمر و طول غيبت قائم ما گذشته بود و مىدانست كه بندگان ، او را انكار نمايند ، خواست كه طول عمر و غيبت خضر را بر آن دليل كند تا آنكه حجّت بر ايشان تمام شود و راه عذر معاندين بسته گردد « 2 » .
و نيز شيخ طوسى رحمه اللّه در كتاب " غيبت " ، به سند خود از على بن حارث اين خبر را روايت نموده « 3 » .
مؤلف گويد : اخبار در طول غيبت آن بزرگوار و آنكه او را دو غيبت باشد يكى قصير و ديگرى طويل ، بهعلاوهء آنكه گذشته و آيد بسيار است ، و در اين باب همينقدر ، به جهت اختصار ، اقتصار شد .
هامش
( 1 ) . سوره يوسف ، آيه 110 .
( 2 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 352 - 357 .
( 3 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 167 - 173 .