ديگرى است و عدم آن لطف از ما است ، همين است ، و مقصود آن است كه وجود و تصرف امام ، هريك واجبى است عليحده . پس هرگاه از تصرف او مانع باشد ، ضرر به وجوب وجود او نمىرسد ، و مانع از تصرف هم ، ما ، يعنى بندگان هستند . پس بر خدا حجتى وارد نيايد .
وجه پنجم : آن است كه " علم الهدى " فرموده و آن اين است كه شيعيان چون تجويز كنند و احتمال دهند كه امام در محلى باشد كه ايشان را ببيند و بشناسد و ايشان او را نشناسند ، اين بااثرتر باشد در ترك معاصى ، از آنكه چنين نباشد يا آنكه او موجود نباشد ، يا آنكه موجود باشد و غايب نباشد ؛ بلكه ظاهر باشد در ناحيه غير ناحيهء مكلفين ؛ اگرچه مطلع باشد بر اعمال ايشان به اطلاع علمى ، نه بر وجه مشاهده . زيرا كه عادت ، جارى شده بر قوّت اطلاع حسى و شهودى و تأثير آن ، و الّا پس اطلاع خداى تعالى بر عباد موجود است در جميع احوال مكلف ، و همچنين اطلاع معصومين عليهم السّلام ، چنانكه وارد شده در تفسير آيهء
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ
« 1 » ؛ يعنى : بگو : بكنيد كه خدا و رسول و مؤمنين عمل شما را مىبينند ؛ كه مراد به مؤمنين ، ائمه عليهم السّلام است . زيرا كه غير ايشان از مؤمنين ، عالم به عمل كسى كه غايب از نظرشان باشد ، نيستند . و اطلاع ايشان به سبب آن است كه روايت شده كه « ملائكه [ اى ] كه اعمال عباد را مىنويسند و ايشان را " رقيب " و " عتيد " گويند ، چون اعمال روز را بنويسند و در آخر روز اراده عروج به عالم ملكوت كنند ، قبل از عروج ، صحايف اعمال را به نزد امام عصر عليه السّلام برند و بر او عرض كنند و او را بر آنها مطلع سازند و بعد از آن ، آنها را بالا برند و امام عليه السّلام همچون آنها را بيند ، اعمال شيعيان خود را اصلاح نمايد اگر قابل اصلاح باشد ، يا به استغفار يا به شفاعت نزد خدا ، يا به واگذاشتن امر را به او . و از اين جهت بود كه ائمه عليهم السّلام مىفرمودند به شيعيان كه : عملى كه قابل اصلاح باشد بكنند و اين نظير كتاب مغلوط است ، كه بعضى از آنها قابل اصلاح است و بعضى از آنها به هيچوجه اصلاح نپذيرد « 2 » .
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيه 105 .
( 2 ) . الشافى فى الامامة ، ص 475 ، فصل فى ذكر امة صاحب الزمان عليه السّلام .