عادت باشد و عاقل انتظار آن نبرد ؛ و در انتظار ، هر يوم و هر ساعت اجر جزيل و ثواب جميل باشد . چنانكه صادق عليه السّلام در روايت " علاء بن سبابه " فرمود : هركس از شما كه بميرد در اين امر به انتظار ، آنچنان باشد كه در خيمهء قائم بوده » « 1 » .
و باقر عليه السّلام در روايت " عبد الحميد واسطى " فرمود : « يا عبد الحميد ، آيا گمان مىكنى كسى كه براى خدا نفس خود را كنترل كند خداى تعالى برايش گشايش فراهم مىنمايد ؟ آرى ! قسم به خدا ! كه خدا برايش گشايش فراهم مىكند خدا رحمت كند بندهاى را كه نفس خود را در راه ما حبس نمايد . خدا رحمت كند بندهاى را كه امر ما را احيا كند . راوى عرض كرد كه : اگر بميرم پيش از آنكه قائم را درك كنم ، چگونه باشد ؟ فرمود كه : هركس از شما كه بگويد : اگر قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله را درك كردم او را يارى مىكنم ، مانند كسى باشد كه شمشير خود را با آن حضرت به كار برد و بر سر دشمنان آورد ؛ نه بلكه مانند كسى باشد كه با او شهيد شود » « 2 » .
و نيز صادق عليه السّلام به " عمار " فرمود كه : « يا عمار ، قسم به خدا كه نمىميرد از شما كسىكه بر آن حالت باشد كه شما بر آن حالت هستيد ، مگر آنكه افضل باشد نزد خداى عزّ و جل ، از بسيارى از شهداى بدر و احد . پس بشارت باد شما را » « 3 » . و بود آن حضرت كه هر وقت يكى از اصحاب او ذكر قائم مىكرد و آرزوى ملاقات او مىنمود ، مىفرمود كه : « آنچه بر شما هست عزم و انتظار است و به آن درك ثواب شهادت خواهيد كرد ، هرچند بر فرش خود بميريد » « 4 » . پس اجر و ثواب انتظار بسيار است و دريافت آن در هروقت و ساعت ، موقوف بر احراز وجود آن بزرگوار است بلكه بر غيبت او . زيرا كه اگر بمانند تا آنكه درك حضور او را نمايند ، شايد او را يارى نكنند ، مگر اقلّ از ايشان . چنانكه شيعهء جدّ او ، حضرت امام حسن عليه السّلام را خواستند كه يارى كنند . چون به كوفه رفت ، يارى نكردند ؛ بلكه خذلان و اهانت نمودند . چنانكه در اخبارى وارد شده كه جمعى از شيعه ترغيب و تحريض مىنمودند حضرت صادق عليه السّلام را بر خروج و مىگفتند : كه تو را در عراق شيعيانى هست كه
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 644 .
( 2 ) . همان ، ص 644 .
( 3 ) . همان ، ص 647 .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 6 ، ص 345 و 68 و 142 ؛ مرحوم مؤلف مفهوم روايت را نقل كرده است .