تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
كه عذاب نازل كرده ، پيغمبر خود را - مثل لوط و امثال او - از آن بلد بيرون برده . بلكه سيرت عقلا هم بر اين جارى شده كه خراب كردن شهرى را به سبب وجود يك نفر كه شايسته عقوبت نيست ، موقوف مىدارند . بلكه قبيله و بلدى را كه شايسته احسان نيستند ، از براى وجود يك نفر شايسته در ميان ايشان ، مورد عطوفت و احسان مىنمايند . و بالجمله غيبت امام اگرچه سبب فوات بعض فوايد وجود مىشود ، لكن اكثر فوايد وجود مقدّس او منافات با غيبت ندارد . مثل فوايد مذكوره در ضمن جوابها و مثل شفاعات در رفع بليّات و آفات و وفور نعم و خيرات و اعانات و درماندگان و ارشاد و هدايت راه گم‌كردگان و اعانت مظلومان و مانند اينها . چنان‌كه بعد از اين دانسته شود - انشاء اللّه - در ذكر اشخاصى كه شرفياب حضور گشته و هريك به بركت وجود مقدّس آن بزرگوار از مهلكه خلاصى يافته‌اند . پس حاصل اين جواب ، آن است كه وجود غايب اگرچه فاقد بعضى فوايد باشد لكن فاقد جميع آنها نيست تا آنكه با عدم او مساوى باشد ، بلكه ثمرات محض وجود آن بزرگوار ، فوق حد احصا باشد . خصوص آن‌كه غيبت به‌طور عدم معرفت باشد ؛ زيرا كه غالب انتفاعات مردم ، از وجود كسانى است كه ايشان را به نام نمىشناسند . مثل آن‌كه اكثر معاملات بازارى با كسانى است كه ايشان را نمىشناسند و اگر يكى از آنها نباشد ، معطل مىماند . و بالجمله ، فوايد نفس وجود ناديده - مانند خضر و الياس و ملائك حفظه كه در آيهء شريفه
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
« 1 » اشاره به اين شده و امثال اينها - بسيار است . بلكه وجود خداى عزّ و جلّ كه اصل و منشأ جميع فيوضات مىباشد ، از اين باب است . چه جاى آنكه ديده شود و آن را نشناسد . پس تو هم اهمال اصل وجود مهمل و بىوجه مىباشد .

[ چگونگى حكم نمودن آن حضرت ]

و امّا شبههء ششم ايشان : و آن اين است كه اجماع قائم شده بر اينكه پيغمبرى بعد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نيست ، و طايفه شيعه مىگويند كه چون قائم قيام كند قبول جزيه از اهل كتاب
هامش
( 1 ) . سوره رعد ، آيه 11 .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 151 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان