نفس خود و خاصان خود از شيعيان در دولت خليفه معتضد عباسى ، پس غيبت كبرى نمود و خود را الى الآن از انظار مستور فرمود . وفّقنا اللّه لإدراك حضوره إن شاء اللّه » « 1 » .
چنان كه روايت شده از " رشيق حاجب " كه گفت : " معتضد " ما را احضار كرد ، و سه نفر بوديم . پس گفت : برويد به " سامره " و داخل خانه " حسن بن على " شويد . بهدرستى كه او وفات كرده و هركس را در آنجا يافتيد ، او را گرفته نزد من آريد .
" رشيق " گويد : چون رفتيم و داخل خانه شديم ، كسى را نديديم . ناگاه سردابى را ديده ، داخل آن شديم . آن را مانند دريايى ديديم كه پر آب بود و در آخر آن حصيرى بر روى آب افتاده و بر بالاى آن حصير مردى كه بهترين مردم بود ، در هيئت ايستاده نماز مىكند ، و به هيچوجه توجه به ما ننمود ؛ نه به خود ما و نه به اسبابى كه با خود داشتيم . يك نفر از همراهان ما كه " احمد بن عبد اللّه " نام داشت ، چون آن بديد به قصد گرفتن آن مرد داخل آب شد و مشرف به غرق گرديد . بعد از اضطراب دست خود را دراز كرده ، او را بيرون آوردم در حالتى كه بيهوش گشته بود و تا مدّت يك ساعت مدهوش بود . پس رفيق ديگر داخل آب گرديد و همين حالت او را عارض گرديد . من از مشاهده اين حال مبهوت گشتم . پس متوجه آن مرد شدم و گفتم : المعذرة الى اللّه و إليك » ؛ به خدا قسم من نمىدانستم كه امر چگونه است و به سوى چهكس مىآييم و من توبه مىكنم به سوى خدا از اين كارى كه كردم .
آن مرد به هيچوجه متوجه ما و سخن ما نگرديد . پس متحير و پشيمان به سوى " معتضد " برگشتيم و واقعه را به او نقل كرديم . چون اين بشنيد ، گفت : آن را كتمان نماييد و به كسى نگوييد و الّا گردنهاى شما را بزنم « 2 » .
و بالجمله ، حاصل اين جواب آن است كه علت غيبت ، خوف از قتل است و مؤيّد اين جواب آن است كه " زراره " روايت كرده به اسانيد متكثره از صادق و باقر عليهما السّلام كه فرمودند :
« از براى آن غلام - يعنى قائم عليه السّلام - قبل از قيامش ، غيبتى باشد . گفته شد كه ، سبب غيبت او چيست ؟ فرمود : مىترسد بر نفس خود ، ذبح را » « 3 » .
هامش
( 1 ) . الشافى فى الامامة ، ص 476 ، فصل فى ذكر امامة صاحب الزمان عليه السّلام .
( 2 ) . غيبت شيخ طوسى ، ص 248 - 250 .
( 3 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 481 .