پس او را بشارت دادند به تمام شدن آن شهر . امر نمود كه برويد و حصارى در اطراف آن شهر بنا كنيد و در اطراف آن حصار ، هزار قصر بسازيد و در اطراف هر قصرى هزار علم قرار دهيد ، كه در هر قصرى از آن قصور ، وزيرى از وزراى او ساكن شوند ، پس برفتند و حسب الامر او معمول داشتند . پس خبر اتمام شهر به " شداد " رسيد . امر كرد مردم را كه تهيهء اسباب مسافرت به سوى " ارم " نمايند .
پس تا مدت بيست سال تجهيز مقدّمات سفر كردند . پس " شداد " با رؤساى دولت و اعيان مملكت به سوى " ارم ذات العماد " روانه گرديدند ؛ تا آنكه به يك منزلى ارم رسيدند .
خداى عزّ و جلّ بر او و بر جميع همراهان او صيحهاى از آسمان فروفرستاد كه جميعا هلاك گرديدند و احدى از ايشان داخل ارم نگرديد . اين است صفت ارم ذات العماد .
بعد از آن " كعب الاحبار " گفت كه : من در كتابها خواندهام كه مردى داخل آن شهر مىشود و مىبيند آنچه در آن است . پس بيرون مىآيد و نقل مىكند و او را تصديق نمىنمايند ، و زود باشد كه داخل آن شهر شوند اهل دين در آخر زمان « 1 » .
مؤلف گويد : بعد از آنكه تصديق كنند وقوع اين واقعه را ، و غيبت مثل اين شهر را از انظار خلق ، و بقاء آن را از زمان بنا الى آخر زمان و آنكه " شداد بن عاد " نهصد سال عمر كرده ، چگونه از طول عمر و غيبت حضرت حجّت استبعاد مىنمايند ؟
[ علّت غيبت امام زمان عليه السّلام ]
و امّا جواب از شبهه سوم كه باعث بر غيبت و استتار - خصوص تا اين مقدار كه سبب انكار وجود او شود - چهچيز است ؟ پس آن ، وجوهى باشد كه در اخبار و كلمات اصحاب كبار به آن اشاره شد .
وجه اول : آن است كه " سيد مرتضى " « 2 » فرموده و آن اين است كه بعد از آنكه نقل و عقل دلالت كرد بر آنكه زمان تكليف خالى از امام نمىشود و نيز دلالت كرد بر آنكه آن امام و
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 552 - 554 .
( 2 ) . كلام سيد مرتضى در كتاب الشافى فى الامامة نقل به معنى شده است و بعضا مرحوم مؤلف توضيح داده و گاهى هم ملخّص نموده است . و همچنين مرحوم مؤلف از رساله غيبت سيد مرتضى رحمه اللّه استفاده نموده است كه اين رساله در ضمن چند رساله در كتابخانه عمومى آيت اللّه گلپايگانى به شماره 33478 8 / 168 موجود است .