بپرهيزيد ؛ زيرا كه درشتى ندامت آورد . صبر ، بهترين مواخذهها است و قناعت ، بهترين مالها . مردم تابعان طمع و ارباب حرص و باركش جزع هستند . روح ذلت ، آن باشد كه ترك يارى يكديگر كنيد و هميشه با چشمهاى خوابيده نظر نمائيد ، مادام كه ايشان چشم به اموال شما دارند و خوف ايشان در دلهاى شما افتاده .
بعد از آن گفت : چه نصايح عجيبهاى است كه از زبان شيرين بيرون آمده ، اگر جاى آنها محكم و ظرف آنها نگهدارنده باشد « 1 » .
و همچنين " شداد بن عاد " را نهصد سال عمر گفتهاند و " اوس بن ربيعة بن كعب بن اميه " را دويست و چهارده سال عمر نوشتهاند و از براى " ابو زبيد " نصرانى مذهب ، كه نامش " بدر بن حرمله طائى " است ، يكصد و پنجاه سال زندگانى گفتهاند ، و " نصر بن دهمان بن سليم بن اشجع بن ريث بن غطفان " را يكصد و نود سال عمر گفتهاند و " سويد بن حذّاق عبدى " را دويست سال نوشتهاند و همچنين " ثعلبة بن كعب بن زيد بن عبد الاشهل اوسى " را دويست سال و " رداءة بن كعب بن ذهل بن قيس نخعى " را سيصد سال نوشتهاند و همچنين " عبيد بن ابرص " را سيصد سال گفتهاند « 2 » .
و از براى " لقمان عادى كبير " پانصد و شصت [ سال گفتهاند ] ، كه مدّت عمر هفت كركس باشد . معروف است گويند كه : " لقمان عادى " را مخيّر كردند ميان هفت گاو گندمگون - كه در كوه سختى باشند كه باران بر آنها نرسد ، بهطورى كه هريك از آنها كه بميرد ، ديگرى را به جاى آن گذارند - و ميان هفت مرغ كركس ، بر وجه مذكور .
لقمان شقّ دوم را اختيار كرد ؛ لذا بچهء مرغ كركس را مىگرفت و در كوهى كه خود در دامنه آن منزل داشت ، مىگذاشت . هرقدر آن مرغ عمر داشت ، زندگى مىنمود . چون آن مرغ مىمرد ، ديگرى را در جاى آن مىگذاشت ؛ تا آنكه هفت مرغ كه آخر آنها را " لبد " نام كرده بود ، تمام شد . عمر آن مرغ آخرين از باقى طولانىتر گرديد . پس گفت : طال الأمد على لبد ؛ يعنى : عمر لبد طولانى شد ، و لقمان را اشعار بسيار و حكايات بىشمار در ميان عرب اشتهار دارد .
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 550 و 551 .
( 2 ) . همان ، ص 554 - 558 .