بعد از آن ، سيد جزايرى مىگويد كه : از اين جهت بود ، كه شيخ ما يعنى " سيد هاشم احسائى " مىفرمود به من كه : [ اى ] فرزند ! سند من به " محمّد بن ثلاث " يعنى " شيخ محمّد بن يعقوب كلينى ثقة الاسلام " و " شيخ محمّد بن بابويه صدوق قمى " و " شيخ محمّد حسن طوسى شيخ الطائفه " و غير ايشان از ارباب كتب ، قصير است . زيرا كه روايت مىكنم از " حرقوشى " ، از " معمّر ابى الدنيا " ، از على بن ابى طالب عليه السّلام و همچنين از باقر و صادق و ساير ائمه طاهرين عليهم السّلام ؛ و همچنين است روايت من از كتب اخبار ، مثل " كافى " و " من لا يحضر " و " تهذيب " و " استبصار " و غير آن ؛ و تو را هم اجازه دادم كه روايت مىكنى از من به اين اجازه و ما هم روايت مىكنيم كتب اربعه را از مصنفين آنها به اين طريق » « 1 » تمام شد كلام جزائرى .
مؤلف گويد : از اين روايت ظاهر مىشود كه " معمّر ابى الدنيا " درك خدمت همه ائمه عليهم السّلام را كرده و اهل علم و حديث بوده ؛ چنان كه از روايت سابق بر اين ، ظاهر مىشود كه غير از امير المؤمنين و حسنين عليهم السّلام ، ديگرى را از امامان نديده و سبب طول عمر او آبى بوده كه از دست خضر يا الياس عليهما السّلام نوشيده [ است ] .
از روايت اول ظاهر است كه خود بر سر آب رفته و غير از امير المؤمنين عليه السّلام ، زمان ديگرى از ائمه عليهم السّلام را درنيافته و از اهل علم و حديث هم نبوده . ممكن است جمع ميان روايات ، به اينكه آب حيات را دو بار نوشيده ، يا آنكه يكى از آندو ، آب حيات نبوده و اينكه در زمان امير المؤمنين عليه السّلام چون اوايل عمر او بوده ، قدر علم را ندانسته و در طلب آن حريص نبوده [ و ] بعد از آن در مقام طلب برآمده ، و آنكه ذكر ساير ائمه عليهم السّلام را در دو روايت سابق نكرده از باب تقيه و كتمان مذهب خود بوده ، كه عامه او را از مذهب خود خارج ندانند ، و شايد او را هم حالت سياحت باشد كه به لباس سيّاحان بر وجه تستّر از براى طلب علم و معاشرت علما و بزرگان ، سير نمايد و اللّه العالم .
و از جمله معمّرين ، " عبيد بن شريه جرهمى " باشد كه صدوق و غير او ، از " ابو سعيد عبد اللّه بن محمّد بن عبد الوهاب سجزى " نقل كرده در كتاب برادرم " ابو الحسن " - كه به خط
هامش
( 1 ) . انوار نعمانيه ، ج 2 ، ص 7 ، نور فى بيان احوال صاحب الزمان عليه السّلام .