تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
و در شرح بعض فقرات خطبه ديگر ، كه مىفرمايد : « بنا فتح اللّه و بنا يختم » « 1 » كه معنى آن اين است كه : خدا به ما ابتدا و فتح باب كرده و به ما ختم خواهد نمود - و مىگويد : « اين اشاره به مهدى است كه در آخر زمان ظهور مىكند و اكثر محدثين برآنند كه از اولاد فاطمه است و اصحاب ما معتزله ، آن را انكار نكرده‌اند و به ذكر آن در كتب خود تصريح دارند و شيوخ ايشان به او اعتراف نموده‌اند ، مگر اينكه آن حضرت به اعتقاد ما هنوز خلق نشده ، بلكه بعد از اين موجود خواهد شد و اصحاب حديث هم به قول ثانى قائلند . و قاضى القضاة از كافى الكفاة اسماعيل بن عباد ، به اسنادى كه متصل به على عليه السّلام است روايت كرده : آن حضرت « مهدى » را ذكر نمود و فرمود كه : « از اولاد حسين است ، و كيفيت صورت او را ذكر نمود كه او مردى است كه موى جبين مباركش كم و بينى او نازك و بلند است . كلفت‌شكم و عريض‌ران ، بيخ دندانهاى ثنايايش از يكديگر جدا ، در ران راستش ، خالى باشد . اين حديث را به عينه « عبد اللّه بن قتيبه » در كتاب « غريب الحديث » ذكر نموده « 2 » . مؤلف گويد : اگر اين بىانصاف ، اين دو فقره [ از ] دو خطبه را ضم مىنمود به فقرهء مكرر الوقوع در عبارات خطبه ديگر كتاب ، كه دلالت دارد بر آنكه زمين خالى از حجّت نمىماند ، و در معنى حجّت هم اندك تأملى مىنمود كه بدون عصمت نخواهد بود ، راه ثواب را مىپيمود ؛
لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ
« 3 »
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
« 4 » .

و امّا از امام حسن عليه السّلام

، پس در فصل نصّ بر امامت آن حضرت گذشت .

و امّا از امام حسين عليه السّلام ،

پس صدوق روايت كرده به اسناد خود از « عيسى خشاب » كه عرض كردم به حسين بن على عليهما السّلام : تويى صاحب اين امر ؟ فرمود : « صاحب اين امر كسى است كه از وطن و اهل خود دور و مهجور گردد . پدرش را بكشند و او خونخواهى نكرده باشد . كنيه او مانند كنيه عمّش باشد . شمشير خود را هشت ماه در گردن خود حمايل كند » « 5 » .
هامش
( 1 ) . نقل به معنى شده است ، جمله‌اى كه در شرح نهج البلاغه است و از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است اين است : « بنا فتح لابكم و منّا تختم لابكم » شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 276 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 281 و 282 . ( 3 ) . سوره حج ، آيه 46 . ( 4 ) . سوره نور ، آيه 40 . ( 5 ) . كمال الدين ، ج 1 ، ص 318 .