تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
از جملهء خيرات است پس واجبست استباق به أو ومتحقّق نمىشود مسارعت واستباق مكر باين طريق كه اتيان بمأمور به فورا واقع شود وجواب كفته شده أزين دليل به اينكه امر به مسارعت واستباق محمولست بر ندب وافضليّت نه بر وجوب كه اكر دلالت كند بر وجوب لازم مىآيد كه فوريّت واجب باشد پس ممكن نخواهد بود تحقّق مسارعت واستباق زيراكه فور واجب باشد مأمور به واجب مضيّق خواهد بود ومسارعت واستباق مقصور نمىشوند مكر در واجب موسّع نه در واجب مضيّق نمىبينى كه كسى كه به أو كفته شود صم غدا وفردا روزه بكيرد نمىكويند كه أو مسارعت واستباق نموده در روزه كرفتن وحاصل اينكه عرف حاكمست به اينكه اتيان به مأمور به را در وقتي كه تأخير ازو جايز نيست مسارعت واستباق نمىنامند پس واجب است حمل امر درين دو آية بر ندب واستحباب واكر نه مفاد صيغه امر درين دو آية منافى خواهد بود با مقتضاى مادّة اين دو امر چه مقتضاى مادة مسارعت واستباق جواز تأخير مأمور به است به حيثيّتى كه مأمور به واجب موسّع بوده باشد ومقتضاى صيغهء انها برين تقدير يعنى تقدير دلالت بر وجوب عدم جواز تأخير است به حيثيّتى كه مأمور به واجب مضيّق بوده باشد واين‌ها منافى ونقيض يك ديكرند وتنافى در كلام واجب تعالى محال است وبرين جواب بحثي ظاهر وارد است زيراكه قائلين به فوريّت قائلند به توسعهء وقت واجب ووقت واجب را مضيّق نمىدانند ومىكويند فايدهء فوريّت عصيان مكلّف است بسبب تأخير نه اينكه اكر تأخير كند فعل بعد ازو قضا مىشود پس ايشان قبول ندارند كه مادّه مسارعت واستباق مقتضى جواز تأخير باشد بلكه مقتضى صحّت فعل در زمان متراخى است واين منافاة ندارد با عدم جواز تأخير كه مقتضاى صيغه است پس تنافى ميان مفاد صيغه ومقتضاى مادة بر تقدير وجوب فوريّت ممنوعست ومعنى آية كريمه نزد ايشان اينست كه آنچه صحيح است فعل أو در زمان متراخى واجبست فعل أو فورا وقول مصنف قدّس سرّه فتامّل ممكنست اشاره باين اعتراض بوده باشد ليكن خود در حاشية تصريح نموده به اينكه وجه تامّل اينست كه حمل سارعوا بر ندب به واسطه دفع فوريّت چنانچه بحسب ادّعا مىنمود مجاز است وممكن است حمل أو بر معنى بادروا مجازا تا آنكه دليل فوريّت بوده باشد پس اين دو مجاز معارض يك ديكرند ليكن ممكن است ترجيح مجاز اوّل باعتبار اصالت عدم فوريّت وعبارت أو اينست كه وجه التّامل انّ حمل سارعوا على النّدب مجاز ويمكن ان يكون بمعنى بادروا ودليلا للفورية فتعارض المجاز ان ولعلّ الاوّل أرجح لأصالة عدم الفوريّة وپوشيده نيست كه برين وجه تامّل فايده مترتّب نيست بغير از بيان احتمالات معنى سارعوا الخامس انّ كل مخبر كالقائل تا السّادس دليل پنجم ايشان اينكه هر قائل كلام خبري كه مجرّد از قرينه زمان بوده باشد چون گوينده زيد قائم وعمرو عالم وهر متكلّم بكلام انشائى چنين چون كوينده هي طالق وأنت حرّ قصد نمىكند از ان كلام خبري وانشائى مگر زمان حاضر را پس
شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 92 | محمد هادي المازندراني