ناسخ ومنسوخ نمىتواند بود تا اينجا كلام سيّد است رضى اللّه عنه ومحقق رحمه اللّه بعد از نقل مضمون كلام سيّد رضىاللهعنه از شيخ قدس سره حكايت نموده كه أو در مقام استدلال بر عدم جواز بودن اجماع ناسخ ومنسوخ فرموده كه اجماع دليلي است عقلي باعتبار آنكه حكمي كه مستند باجماع بوده باشد اين حكم منقول از شارع نيست بلكه مستند است باجماع وعقل حاكمست به حجّيت أو بسبب ادلّه ثابته ونسخ نمىباشد مكر بدليلى شرعي چنانچه بعد از اين در تفسير نسخ معلوم خواهد شد پس متحقق نخواهد شد در حكمي كه مستند بدليل عقلي بوده باشد بعد از ان محقق ره از بعضي از متأخرين در مقام استدلال بر اين مطلب نقل نموده كه أو كفته كه اجماعى اتفاقي يعنى بىوجه ودليل نمىباشد بلكه لا محاله مستند بدليل قطعي خواهد بود پس اكر فرض كنيم كه حكم أو منافى حكمي وناسخ أو بوده باشد في الحقيقة ناسخ ان مستند خواهد بود نه اين اجماع پس اجماع ناسخ نشد وبعد از آنكه محقق ره نقل نمود كلام سيّد وشيخ وبعضي از متأخرين را كه انها مشتمل بودند بر چهار علت از براي عدم جواز بودن اجماع ناسخ ومنسوخ فرموده كه درين وجوه اشكال واعتراض وارد است اما وجه اوّل يعنى عدم استقرار اجماع پيش از انقطاع وحى پس بر أو وارد است ان اعتراضى كه سيّد رضي الله عنه وارد آورده وامّا وجه دويم يعنى آنچه سيّد رضى اللّه عنه أو را أقرب دانسته بود كه ان عبارت از اجماع بر عدم جواز است پس حال أو در ظهور فساد به مرتبهايست كه محتاج به بيان نيست واما وجه ثالث يعنى آنچه محقق از شيخ نقل نموده بود يعنى دليل عقلي بودن اجماع پس بطلان أو واضح است بر مذهب ما كه مىكوييم حجيت اجماع باعتبار دخول قول معصوم است چه حكم اجماعى درين صورت مستند بقول معصوم خواهد بود كه دليل شرعيست بلى بر مذهب عامّه دليل عقلي است وكويا اين دليل را ايشان كفته بودند وشيخ ره از روى غفلت تابع ايشان شده وأزين جواب حال ضعف قول وجه رابع يعنى منقول از بعضي از متأخرين دانسته مىشود زيراكه اجماع بر مذهب ما محتاج به مستندى ديكر نيست بلكه خود مستند شرعي است وبعد از ان محقق ره فرموده كه بنا بر مذهب ما در حجيت اجماع قوى است قول بناسخ بودن ومنسوخ شدن اجماع باعتبار آنكه اجماع بر مذهب ما اجتماع أقوال جمعى است با قول كسى كه اكر أو تنها باشد حجت است پس ممكنست حصول مثل اين اجماع در عهد حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله ونسخ حكم أو نيز ممكنست بدليلى شرعي كه بعد از أو واقع شود وهمچنين جايز است نسخ حكمي كه از حديث وقران دانسته شده باشد باجماعى كه در أو قول آن حضرت داخل باشد واين حرف محقق در غايت خوبيست نهايت آنكه فايده بر أو مترتب نيست زيراكه مثل اين نسخ واقع نشده وكسى أو را نقل ننموده
[ أصل في معنى النسخ شرعا ]
أصل معنى النسخ شرعا هو الاعلام بزوال تا وعلى هذا بدان كه نسخ در لغت بمعنى نقل است چون نسخت