تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
ولكن يشتمل كلّ واحد منها على معنى مشترك بينها لجهة التّضمّن أو الالتزام فيحصل العلم بذلك القدر المشترك ويسمّى المتواتر من جهة المعنى وذلك كوقائع أمير المؤمنين عليه الصّلاة والسّلم في حروبه من قتله في غزوة بدر كذا وفعله في أحد كذا إلى غير ذلك فانّه يدلّ بالالتزام على شجاعته وقد تواتر ذلك منه وان كان لا يبلغ شئ من تلك الجزئيّات درجة القطع
شرح
واله بلا فصل باعتبار اينكه مىكوييد اخبار در باب خلافت آن حضرت از حضرت رسالت‌پناهى صلى اللّه عليه وآله بحد تواتر رسيده اكر در واقع اين اخبار متواتر مىبود بايستى كه ما را نيز علم بمضمون انها حاصل شود چنانچه ما را علم بوجود بلاد بعيده از راه تواتر حاصل است والّا چه فرق است ميان اين دو تواتر وهمچنين اكر اين شرط نمىبود اعتراض ايشان بر ما وارد بود كه اكر اين اخبار متواتر باشد چرا شما دعواي بداهت علم به أو نمىنمائيد چنانچه علم به ساير متواترات بديهي است وچون اين شرط را ذكر نموديم اعتراضات ايشان بر ما ورود ندارد زيراكه ايشان چون بسبب تقليد ابا واسلاف وشبهات باطله پيش از شنيدن اين اخبار متواتره اعتقاد بنفي رسالت حضرت رسالت‌پناهى صلّى اللّه عليه وآله ووصايت وخلافت حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه داشتند از اين جهت ديده بصيرت ايشان از ادراك حق عاجز است بخلاف بلاد بعيده كه چون پيش از تواتر اعتقاد بخلاف أو نداشتند از راه تواتر ايشان را نيز علم بوجود انها بهم مىرسد وهمچنين در دفع اعتراض ثالث مىكوييم كه متواتر هركاه ممكن بوده باشد اعتقاد بخلاف أو بسبب شبههء يا تقليدى عادت خداى تعالى جارى نشده بخلق علم ضروري عقيب سماع أو بخلاف اينكه هركاه اعتقاد به خلافش ممكن نباشد كه درين صورت عادت جارى شده بخلق علم ضروري پس متواتر بر دو قسم خواهد بود يكى مفيد علم ضروري هست وديكرى نيست چنانچه سيّد رضى اللّه عنه در ذريعة تصريح به اين معنى نموده والله ولى التوفيق وبعضي از عامّه در تواتر شروط ديكر ذكر نموده‌اند كه فساد اشتراط انها ظاهر است پس اغراض نمودن از ذكر انها سزاوارتر است بعضي از ايشان شرط نموده‌اند در مخبرين اسلام وعدالت را چنانچه در شهادت شرط مىدانند وبعضي شرط نموده‌اند كه مخبرين در يك شهر نبوده باشند تا آنكه ممتنع بوده باشد اتفاق نمودن ايشان با يك ديكر در دروغ كفتن وبعضي شرط دانسته‌اند اختلاف ايشان را در نسب ودر دين ودر وطن ويهود شرط مىدانند كه مخبرين جمعى باشند كه در غايت ذلت وضعف باشند زيراكه درين صورت ممتنع است عادة اجتماع ايشان بر كذب بسبب خوف از مؤاخذه واين شرايط ظاهرالفساداند زيراكه