حصول العلم بالتّواتر يتوقّف على اجتماع شرايط بعضها في المخبرين وبعضها في السّامعين فالاوّل ثلاثة الاوّل ان يبلغوا في الكثرة حدّا يمتنع معه في العادة تواطئهم على الكذب الثّانى ان يستند علمهم إلى الحسّ فانّه في مثل حدوث العالم لا يفيد قطعا الثّالث استواء الطّرفين والواسطة اعني بلوغ جميع طبقات المخبرين في الاوّل والآخر والوسط بالغا ما بلغ عدد التّواتر والثّانى أمران الاوّل ان لا يكونوا عالمين بما أخبروا عنه اضطرارا لاستحالة تحصيل [ الحاصل ] الثّانى ان لا يكون السّامع قد سبق بشبهة أو تقليد يؤدّى إلى اعتقاد نفى موجب الخبر وهذا الشّرط ذكره السّيّد ره وهو جيّد وحكاه عنه جماعة من
شرح
مجموع مسمّا است بعشرة وواحد مسمّى به أو نيست ومجموع لشكر مركبست از اشخاص ومجموع غالب مىآيد بر دشمن وفتح شهرها مىنمايد بخلاف هريك از ان اشخاص وجواب شبهه ثاني ايشان اينكه در نقل يهود ونصارى ان خبر را كه مذكور شد شرايط تواتر متحقق نيست پس از اين جهت از تواتر ايشان علم بصدق خبر ايشان حاصل نيست يعنى حصول علم از تواتر مشروطست به شروطى كه بعد أزين مذكور خواهد شد پس اكر علم از تواتر حاصل شود معلوم مىشود كه شرايط أو متحقق است واكر علم حاصل نشود چنانچه در تواتر يهود ونصارى از أو معلوم مىشود كه شرايط أو متحقق نيست كو ندانيم كه كدام شرط بعينه منتفى است وبعضي كفتهاند كه شرطي كه منتفى است در تواتر يهود ونصارى ان شرطست كه هر طبقه از طبقات نقل بايد بحد تواتر رسيده باشند وتواتر يهود در زمان بخت نصر منقطع مىشود زيراكه أو جميع طوايف يهود را كشت واز ايشان باقي نكذاشت مكر چند نفرى كه قول ايشان مفيد علم نبود ونصارى در طبقه اوّل بحد تواتر نرسيده بودند باعتبار قلت عدد ايشان وجواب شبهه سيوم اينكه ما علم قطعي بوقوع تواتر داريم وفرق ميان أو اجتماع خلق كثير بر خوردن يك طعام اينست كه در تواتر داعى بر اجتماع ايشان در نقل يك خبر متحقق است وان عبارت از ارتكاب امر بمعروف ونهى از منكر است جهت حصول مثوبات اخروى بخلاف اجتماع بر خوردن يك طعام كه داعى بر أو نيست بلكه مانع از أو متحقق است چه امزجهء خلايق مختلفند وباعتبار اختلاف أو در خواهش طعامها نيز مختلف مىشود ومجملا بحسب عادت تواتر موجود است ودر اجتماع بر طعام واحد عادت جارى نشده وجواب شبهه چهارم اينكه تواتر بر نقيضين بحسب عادت محالست واكر از فرض محال محالى لازم آيد قصورى ندارد وجواب شبهه پنجم اينكه فرقى كه ما در ميان اين دو علم مىيابيم باعتبار اينست كه هريك از اينها نوعيند از ضروري وكاه هست كه مختلف مىشوند دو نوع از ضروري باعتبار سرعت انتقال ذهن به يكى وعدم سرعت انتقال