تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
تواتر علم حاصل نشود بصدق متواتر باعتبار اعتقادي كه پيش بنقيض أو داشته واين شرط را سيد مرتضى رضى اللّه عنه ذكر نموده واين بسيار نيكو است وحكايت نموده‌اند اين شرط را ازو جماعتى از عامه وخود ساكت شده‌اند از اثبات نفى أو وچون احدى از علما وفقها اين شرط را در تواتر ذكر ننموده بودند وسيّد رضى اللّه عنه خود اختراع نموده در مقام اعتذار وفرموده كه هركاه اين علم يعنى علمي كه از تواتر حاصل مىشود مستند بعادة « 1 » بوده باشد ومسبّب از سببي نبوده باشد جايز است در شرط أو زيادة ونقصان بحسب اختلاف مصلحت‌هايى كه خداى تعالى عالمست بأنها وچرا ما احتياج باين شرط داريم تا اينكه اعتراض بر ما وارد نيايد از جانب يهود ونصارى وعامّه مخالفين باين روش كه چه فرق است ميان خبر بوجود شهري بطريق تواتر واخبارى كه وارد است بمعجزات حضرت رسول صلى اللّه عليه وآله بغير از قران مجيد كه قطع نظر از تواتر أو دليل است بر اعجاز خودش چون أو از كردن بزغاله زهر الود وشكافتن ماه وتسبيح كفتن سنك‌ريزه در دست مبارك آن حضرت وآنچه شباهت دارد باينها از باقي معجزات آن حضرت وخبر نص واضح بر امامت حضرت أمير المؤمنين عليه السّلم ان خبري كه اماميّه رضوان اللّه عليهم منفردند در نقل انها بخلاف اخبارى بر امامت كه عامه نيز نقل نموده‌اند كه در ان اخبار اعتراض ايشان بر ما وارد نيست چه هركاه خود نقل نموده باشند بر ايشان حجت خواهد بود پس فرق ميانه اين دو تواتر را بيان نمائيد كه از چه راه شما را علم حاصل است باين متواترات وما را علم حاصل نيست با آنكه ما را از راه تواتر علم ببلاد بعيده حاصل است چنانچه شما را حاصل است واكر اين اخبار متواتر بوده باشند چرا تجويز نمىكنيد كه علم باين متواترات ضروري وبديهي بوده باشد چنانچه تجويز مىنماييد ضروري بودن متواتر را در اخبار شهرها پس ان در عبارت مصنف قدس سره والّا أجزتم بفتح همزه حرف تنديست ومطلب از أو توبيخ است وغرض سيّد رضى اللّه عنه از اين حرف اينست كه اكر ما اين شرط را در حصول علم بمتواتر قرار نمىداديم اعتراض يهود ونصارى بر ما وارد بود كه شما قائل شده‌ايد به نبوت حضرت رسول صلى اللّه عليه وآله باعتبار معجزاتى كه بادّعاء شما متواتر است از آن حضرت واكر در واقع اين معجزات از آن حضرت متواتر مىبود بايستى كه ما را نيز علم بوجود انها حاصل باشد چنانچه ما وشما شريكيم در علم بوجود بلاد بعيده باعتبار تواتر انها واكر نه چه فرق است ميان اين تواتر وان تواتر وهمچنين اكر اين شرط معتبر نباشد اعتراض مخالفين بر ما وارد خواهد بود در باب خلافت حضرت أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه باين روش كه شما ادّعا مىنماييد خلافت آن حضرت را بعد از حضرت رسالت‌پناهى صلوات اللّه عليه
هامش
( 1 ) يعنى عادت اللّه جارى شده بخلق علم ضروري عقيب تواتر وچنين نيست كه تواتر علّت أو بوده باشد