تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
وعن الثّانى انّ نقل اليهود والنّصارى لم يحصل بشرائط التّواتر فلذلك لم يحصل العلم وعن الثّالث انّه قد علم وقوعه والفرق بينه وبين الاجتماع على الاكل وجود الداعي بخلاف اكل الطعام الواحد وبالجملة فوجود العادة هنا وعدمها هناك لتظاهر وعن الرّابع انّ تواتر النّقيضين محال عادة وعن الخامس انّ الفرق الّذى نجده بين العلمين انّما هو باعتبار كون كلّ واحد منها نوعا من الضّروري وقد يختلف النّوعان بالسّرعة وعدمها لكثرة استيناس العقل بأحدهما دون الآخر وعن السّادس انّ الضّروري لا يستلزم الوفاق لجواز المباهتة والعناد من الشرذمة القليلة إذا عرفت هذا فاعلم انّ
شرح
لازم خواهد بود تصديق يهود ونصارى در آنچه ايشان بطريق تواتر نقل نموده‌اند از حضرت موسى وعيسى عليهما السّلم كه هريك از ايشان كفته‌اند كه پيغمبرى بعد از من نيست وتصديق ايشان درين قول منافاة دارد با نبوت پيغمبر ما صلى اللّه عليه وآله پس اين قول افترا خواهد بود واز جمله شبهه‌هاى اينست كه اجتماع خلق كثير بر نقل خبر واحد از قبيل اجتماع خلق بسيار است بر خوردن يك طعام واين ممتنع است عادة پس تواتر نيز عادة ممتنع خواهد بود واز جمله شبهها « 1 » اينست كه حصول علم بسبب تواتر منجر مىشود بحصول علم بنقيضين در صورتي كه جمعى كثير خبر دهند به چيزى وجمعى كثير ديكر به نقيض ان خبر دهند وتعلق علم به نقيضين محال است واز جمله شبهها اينست كه اكر تواتر افاده علم ضروري بصدق خبر نمايد لازم مىآيد كه ما فرقى نيابيم ميان علمي كه از تواتر حاصل مىشود وعلمي كه بضروريات ما را حاصل است ولازم باطل است زيراكه ما هركاه عرض كنيم بر خود وجود إسكندر مثلا واين قول را كه يكى نصف دو است فرق ميان اين دو علم مىيابيم ومىدانيم كه علم ثاني أقوى است بالبديهة از علم اوّل واز جمله شبهه‌هاى ايشان اينست كه تواتر مفيد علم ضروري بصدق خبر بوده باشد لازم مىآيد كه اين مسئله يعنى حصول علم ضروري از تواتر اجماعى باشد زيراكه علم ضروري مستلزم اتفاق جميع ناس است وحال آنكه ما در اين مسئله با شما مخالفيم وباعتقاد ما علم ضروري از تواتر حاصل نمىشود وجميع اين اعتراضات وشبهها مردود است بدو وجه يكى اجمال وديكرى تفصيل امّا اجمال زيراكه اين وجوه از قبيل تشكيك در ضرورياتند پس از قبيل شبهه‌هاى سوفسطائيه‌اند ومستحق جواب نيستند وايشان جمعىاند كه منكر محسوسات وبديهيّاتند باعتبار شبهه‌هاى كه ايشان توهم وتخيل نموده‌اند واما تفصيلا پس جواب شبهه أول ايشان اينكه كاه هست كه حكم مجموع مخالف حكم هر واحد از اوست زيراكه واحد جزو از عشره است وبخلاف اوست در بعضي از احكام چه
هامش
( 1 ) يعنى شبهة بر تقدير صحّت دلالت نمىكند بر عدم امكان وقوع تواتر بخلاف بواقي كه دلالت مىكند بر عدم امكان حصول علم بسبب أو