تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
پنهان باشد ميان أقوال ايشان ووجود چند مجتهد مجهول معلوم الانتفاء است بلى علم بحصول اجماع ممكنست بطريق نقل اجماعى كه قريب بزمان أئمة عليهم السّلم واقع شده باشد پس هر اجماعى كه دعوا كنند از زمان شيخ عليه‌الرحمه تا اين زمان وكويند اين حكم اجماعيست اكر اين دعوى بطريق نقل اجماعيست كه قبل از زمان شيخ عليه‌الرحمه منعقد شده واين نقل نيز بعنوان تواتر بوده باشد اين اجماع مصطلح خواهد بود واين ظاهر است واكر اين دعوى بعنوان نقل اجماع سابق نبوده باشد بلكه مقصود دعواي انعقاد اجماع در زمان مدعى باشد پس اكر مستند ان حكم وان اجماع أحاديث معتبره متواتره يا حديث واحد محفوف به قراين بوده باشد درين صورت نيز ان اجماع مدعى اجماع مصطلح خواهد بود باعتبار آنكه از ان اخبار متواتره يا خير محفوف به قراين علم قطعي حاصل مىشود بصدور اين اخبار وان خبر از معصوم پس ان اجماع اتفاق جمعى خواهد بود كه معصوم داخل در ايشان باشد واين بعينه اجماع مصطلح است ولفظ نقل در كلام مصنف قدس سره وليس مستند إلى نقل متواتر اكرچه احتمال دارد كه مراد ازو حديث بوده باشد ليكن حمل أو بر اين معنى موجب اينست كه عبارت أو [ أحاديث معتبر لغو بوده باشد زيراكه مراد از أحاديث معتبرة ] أحاديث معتبره متواتره است تكرار نقل متواتر خواهد بود وعطف به أو جايز نخواهد بود واكر غير متواتره مراد باشد پس اكر مراد خبر غير متواتر محفوف به قراين است عبارة أخرى أو مع القرائن المقيّد للقطع خواهد واكر مراد خبر غير متواتر غير محفوف به قراين است مفيد قطع نخواهد بود وذكر أو بىفايده خواهد بود واما اكر مراد اجماع منقول نيست وان حكم نيز مستند بأحاديث متواتره وخبر محفوف به قراين نيست پس لا محاله درين صورت مراد از اجماع معنى شهرتيست كه شيخ شهيد عليه‌الرحمه ذكر فرموده امّا پيش از زمان شيخ عليه‌الرحمه چون ممكن بود در آن‌وقت علم باخبار وأقوال حضرات أئمة معصومين صلوات اللّه عليهم باعتبار اعتضاد اخبار بتواتر وقراينى كه مفيد قطع بصدور انها از أئمة عليهم السلم بودند پس ممكن بود در ان عصر حصول اجماع وعلم بحصول از راه تتبع اخبار وقرائن وبمثل آنچه ما كفتيم بعضي از عامه يعنى فخر رازي نيز اشاره نموده آنجا كه كفته كه انصاف اينست كه راهى به معرفت حصول اجماع نيست مكر در زمان صحابه زيراكه مؤمنين در ان زمان كم بودند وممكن بود معرفت ايشان بتفصيل ودانستن اتفاق ايشان بر حكمي وعلامة رحمه الله بر أو اعتراض نموده باين روش كه ما علم داريم به مسايل اجماعيه ومىدانيم علماى أمت اتفاق بر انها نموده بودند علمي وجداني كه بسبب بسيار شنيدن واخبار بسيار بر انعقاد أو ما را حاصل شده وحاصل آنكه انعقاد اجماع در بسيارى از احكام بتواتر بما رسيده پس ما را نيز علم بحصول اجماع ممكن است وحصول اين علم اختصاص بعصر صحابه ندارد وتو بعد
شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 317 | محمد هادي المازندراني