تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
ضروري باشد وهركاه بيان درجه رجوع بأصول باشد معرفت مقصود بدون أو ممكن نباشد زيراكه خداى تعالى قادر است بر مقارن كردانيدن بيان را با خطاب پس احتياج بزمان رجوع بأصول نخواهد بود بخلاف زمان مهلت نظر كه عادت اللّه تعالى جارى نشده كه معرفت مطالب نظريه بدون تأمل ونظر از براي كسى بهم رسد اين كلام سيّد رضى اللّه عنه ونمىدانيم كه چرا أو غافل شده از ورود مثل اين اعتراض بر أو كه قائل نيست بجواز تأخير بيان عام پس مىتوان كفت با أو كه هركاه شما تجويز مىنماييد شنوانيدن عام مخصوص را بمكلف بدون شنوانيدن مخصصى كه موجود است در أصول ومخاطب باين عام مكلف است برجوع بأصول پس چيز واجبست بر مكلف كه بفهمد أو را أزين عام پيش از اطلاع بر مخصص در أصول پس اكر مىكويى كه توقف مىنمايد از اعتقاد عموم وخصوص وبر أو لازمست اعتقاد بوجوب امتثال عموم اكر مخصص ظاهر نشود مىكوييم كه چه فرق است ميان اين وميان آنچه ما كفتيم از جواز تأخير بيان ظاهر چه ما نيز مىكوييم واجبست بر مكلف توقف از اعتقاد ظاهر وغير ظاهر تا وقت حاجت وواجبست بر أو اعتقاد بوجوب امتثال ظاهر اكر در وقت حاجت قرينهء خلاف ظاهر ظاهر نشود پس اكر تو كوئى كه فرق ميان اسماع عام مخصوص بدون مخصص وميان خطاب بظاهر بدون قرينه غير ظاهر اينست كه در أول قرينه خصوص در أصول موجود است وأو قادر است بر رجوع بأصول ودر محل نزاع يعنى صورت تأخير بيان ظاهر هر دو منتفىاند يعنى نه قرينهء بر أو الحال موجود است ونه أو قادر است بر رجوع به أو جواب مىكوييم كه وجود قرينه موجب فرق نيست زيراكه اكرچه قرينه در أصول موجود است ليكن علم سامع به أو موقوفست بر زماني كه در ان زمان رجوع نمايد بأصول پس مكلف در اين زمان مخاطبست بلفظي كه حقيقتي دارد كه مراد متكلم به آن خطاب نيست بلكه اراده نموده ازو معنى مجازى بدون دليل وقرينه بر اينكه أو را بر معنى مجازى اطلاق نموده وتو نفى اشكال از قباحت چنين خطابي نموده در تقرير حجت بر جواز تأخير بيان مجمل پس چرا در عدم جواز تأخير بيان ظاهر متمسك مىشوى به قباحت چنين خطائى پس اكر تو كوئى كه زمان رجوع بأصول مستثنى است از زماني كه تأخير بيان در أو جايز نيست باعتبار آنكه مثل زمان مهلت نظر است درين كه ضروريست وقبيح نيست خالى بودن كلام از قرينه خصوص مكر در ما بعد اين زمان جواب مىكوييم كه پس قبول كن مثل اين را در محل نزاع يعنى تأخير بيان ظاهر نيز مستثنى دان وحاصل آنكه هيچ فرقى ميان اين دو زمان نيست پس حكم به اينكه يكى مثل زمان مهلت نظر ضروريست وديكرى نه بىوجه است وباين تحقيق مذكور دفع شد آنچه سيد رضى اللّه عنه در اين دليل دعوا نموده بود از عدم جواز تكلم نمودن حكيم بلفظ ظاهري كه مراد ازو غير ظاهر