بوده باشد بدون قرينه وباقي مىماند حرف ما بر آنچه أو دعوا مىنمود از دلالت عرف بر قباحت تأخير قرينه غير ظاهر از حال خطاب مطلقا يعنى در هر خطابي كه مرا ازو خلاف ظاهر بوده باشد حتى در عام در حالتي كه استشهاد نموده بود بان وجوه ثلثه مذكوره آنجا كه فرموده بود كه دليل بر قباحت تأخير بيان اينست كه قبيح است كه حكمي از ما به ديكرى بكويد افعل كذا ومراد أو تهديد باشد يا بكويد اقتل زيدا ومراد أو ضرب شديد باشد يا بكويد رايت حمارا ومرادا ورجل بايد باشد بدون قرينه واين معاني واعتراض بر أو در اين دعواي وارد است باين طريق كه كفته مىشود كه قبول نداريم دلالت عرف را بر قباحت تأخير قرينه از وقت خطاب در هر لفظي كه مراد ازو خلاف ظاهر باشد بلى اين قباحت در غير محل نزاع يعنى در أمثلة ثلثه مذكوره موجود است ومجرد اشتراك محل نزاع يعنى لفظي كه در خلاف ظاهر مستعمل باشد با اين أمثلة ثلثه در مجاز بودن مقتضى اين نيست كه در جميع احكام مساوى باشند با يك ديكر زيراكه جايز است كه در احكام مختلف بوده باشند باعتبار تنجيز وعدم تنجيز يعنى چون اين سه مثال وقت حاجتي ندارند مؤخر از خطاب چنانكه دانسته خواهد شد پس باين اعتبار تأخير قرينه تجوز در اينها قبيح است عرفا بخلاف محل نزاع كه أو را وقت حاجت مؤخر از وقت خطاب نيست پس عرفا تأخير بيان در أو قبيح نيست وامّا أمثلة ثلثه كه أو استشهاد أورده بود از براي قباحت تأخير بيان در محل نزاع پس انها دلالت برين مطلب ندارند أصلا زيراكه وقت حاجت در وجه أول يعنى افعل كذا در حالتي كه مراد ازو تهديد باشد مقارنست با وقت خطاب وان وقتي است كه مقصود متكلم بازايستادن مخاطبست در ان وقت از فعلى كه تهديد بر أو مطلوبست وچون وقت حاجت بعينه وقت خطابست واجبست اقتران بيان با خطاب وتأخير أو عرفا قبيح است وديكر آنكه حقيقت تهديد بحسب عرف حاصل نمىشود مكر با مقارنت قرينهء أو با لفظ پس قباحتى كه ناشى مىشود از تأخير قرينهء درين وجه باعتبار اينست كه تهديدى كه مقصود حصول اوست با تأخير قرينهء حاصل نمىشود وباعتبار مجرد تأخير قرينه نيست تا آنكه لازم آيد كه مجرد تأخير بيان در محل نزاع قبيح باشد ووجه ثاني يعنى اقتل زيدا با ارادهء ضرب شديد اكر فرض كنيم كه وقت حاجت يعنى وقت ضرب در أو مؤخر بوده باشد از وقت خطاب قبول نداريم قباحت تأخير قرينه أو را از وقت خطاب واكر فرض كنيم كه وقت حاجت مقارن خطاب بوده باشد قبول داريم قباحت تأخير قرينه را ليكن نفعي بسيّد رضى اللّه عنه ندارد چه چه أزين لازم نمىآيد كه در محل نزاع تأخير بيان قبيح باشد زيراكه وقت حاجت در أو مؤخر است از وقت خطاب
شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: محمد هادي المازندراني
ص٣٠٧