تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
دلايل عقلية هرچند سامع علم نداشته باشد به اينكه عقل دلالت مىكند بر تخصيص ونشنواند به أو مخصص أصلا نه در وقت خطاب ونه تا وقت حاجت [ ونه وقت حاجت ] بلكه أو را حواله كنند به تأمل در دلايل عقلية أو ودرين جواز خلافي از هيچ‌كس نقل ننموده واكر محققين چون سيّد ومحقق وعلامه رضى اللّه عنهم وغير ايشان از محققين عامه تجويز نموده‌اند شنوانيدن عامي را كه مخصوص بوده باشد بسبب دلايل نقليه بدون شنوانيدن مخصص أو را به سامع أصلا نه در حال خطاب ونه تا وقت حاجت ونه در وقت حاجت بلكه حواله نمايد مخاطب را در معرفت مخصص تتبع دلايل نقلست با اينكه ان دليلي كه سيّد رضى اللّه عنه ذكر نمود از براي عدم جواز تأخير بيان ظاهر اكر تمام شود مقتضى اينست كه در اينجا نيز جايز نباشد زيراكه سامع هركاه عام مجرد از قرينه را بشنود حمل مىنمايد أو را بر حقيقت چنانچه ايشان توهم نموده بودند وحال آنكه عموم مراد متكلم نيست پس ترغيب سامع بر جهالت لازم خواهد آمد پس اكر ايشان جواب كويند كه در عام مخصوص بدليل عقلي يا نقلي جايز نيست حمل بر حقيقت مكر بعد از تفحص از مخصص كه قرينه مجاز است وبعد از فرض وجود قرينه لا بد است كه سامع مطلع بر أو شود پس حكم خواهد نمود به مقتضاى مخصص وترغيب به جهالت لازم نخواهد آمد جواب مىكوييم كه در محل نزاع يعنى تأخير بيان ظاهر نيز جايز نيست سامع را حمل اين لفظ بر هيچ معنى نه بر ظاهر ونه بر غير ظاهر تا آنكه وقت حاجت حاضر شود ودر آن‌وقت قرينه خلاف ظاهر ظاهر خواهد شد ومكلف بر أو مطلع خواهد شد وعمل به مقتضاى أو خواهد نمود وعجب است از سيد رضى اللّه عنه كه اعتراض نموده است بر مانعين جواز تأخير بيان مجمل بمثل اين اعتراض ونيافته است كه بر أو كه قائلست بعدم جواز تأخير بيان ظاهر نظير اين اعتراض وارد است چه أو كفته كه اعتراض فوتى كه بر مانعين جواز تأخير بيان مجمل وارد است اينست كه با ايشان كفته شود كه هركاه شما تجويز مىنماييد كه شارع خطاب نمايد بلفظ مجملى كه بيان أو در كتب أصول شريعت بوده باشد وتكليف نمايد مخاطب را برجوع بأصول تا آنكه بفهمد مراد أو را أزين مجمل پس چه چيز واجبست اعتقاد نمايد اين مخاطب از وقت خطاب تا وقتىكه از أصول مقصود متكلم معلوم شود پس اكر ايشان قائل شوند به اينكه مخاطب را لازم است توقف نمودن از اعتقاد تفصيلي وبر أو لازمست كه مجملا اعتقاد داشته باشد بامتثال آنچه از أصول بر أو ظاهر شود جواب مىكوييم كه چه فرق است ميان اين قول وقول كسى كه تجويز مىنمايد تأخير بيان مجمل را پس اكر ايشان كويند كه فرق اينست كه هركاه سامع مخاطب شود بخطاب مجملى كه در أصول بيان أو بوده باشد پس أو قادر بر رجوع بأصول ومعرفت مقصود خواهد بود بخلاف صورت تأخير بيان مجمل از وقت خطاب كه درين صورت سامع قادر بر تحصيل معرفت