نمايند برين فعل تا وقتي كه من اين حكم را نسخ نمايم كه أزين قول اجمالا معلوم مىشود كه اين حكم تا وقتي ثابتست نه دائما وتفصيل تعيين وقت محتاج بدليل ديكر است ودر اين صورت لا بد است كه لفظ منسوخ ظاهر ودوام واستمرار بوده باشد وبعد از نسخ معلوم مىشود كه مراد شارع خلاف اين ظاهر يعنى توقيت أو بوقت خاصي بوده پس استعمال نموده لفظي را كه حقيقت وظاهر است در معنى در غير أن حقيقت بدون اينكه در وقت خطاب دليلي بر مقصود أقامت نموده باشد پس اكر استعمال لفظ كه ظاهر است در عموم در خصوص بدون قرينه جايز نباشد باعتبار آنكه اراده نموده حكيم از لفظي كه ظاهر است در معنى غير أن ظاهر بدون قرينه قبيح است چنانچه سيّد رضى اللّه عنه دعوا مىنمود لازم مىآيد كه در منسوخ نيز قبيح باشد بهمان دليل واز اين جهت كه دليل عام در منسوخ نيز جاريست بعضي از قائلين بعدم جواز تأخير بيان عام قائل شدهاند بجريان عدم عدم جواز تأخير بيان در نسخ نيز چنانچه ما از علّامه رحمه اللّه نقل نموديم كه أو واجب مىداند اقتران بيان اجمالي را بمنسوخ از جهت فرار أزين نقض ليكن سيّد « 1 » رضى اللّه عنه دعواي اجماع نموده بر اينكه اقتران بيان منسوخ به أو واجب نيست چنانچه پيشتر اشاره به اين معنى شد وجواز تأخير بيان نسخ را نقض نموده بر كسى كه منع نموده جواز تأخير بيان مجمل را وفرموده كه اجماع اماميّه است رضوان اللّه عليهم بر اينكه از خداى تعالى نيكوست تأخير بيان مدت فعل مأمور به ووقتي كه مأمور به در آنوقت منسوخ خواهد شد از وقت خطاب اكرچه مراد أو از خطاب توقيت است نه دوام زيراكه هركاه بفرمايد كه نماز كنيد ومراد أو وجوب نماز تا وقتي معين باشد پس منتهى بودن وجوب تا به آن وقت بدون تجاوز از أو مراد أو خواهد بود در حال خطاب واين توقيت از جمله فوايد خطاب ومراد خطابكننده باين خطاب است واين صريح مذهب قائلين بجواز تأخير بيان مجمل است واين خطاب نزد هيچكس به منزلهء خطاب با عربى بلغت زنكى نيست پس اكر ايشان در دفع نقض كويند كه واجب نيست كه بيان شود در حال خطاب هرچه مقصود متكلم است از خطاب واز اين جهت تأخير بيان منسوخ از وقت خطاب جايز است جواب مىكوييم كه راست مىكوييد كه واجب نيست بيان فوايد كلام جميعا در حال خطاب پس بايد كه مثل اين را در خطاب بمجمل نيز قبول كنيد پس اكر ايشان از جهت فرق ميان منسوخ ومجمل كويند كه در حال خطاب احتياج ببيان مدت نسخ وغايت عبادت نيست زيراكه اين بيان چيزيست كه واجب نيست بر مكلف فعل أو باين خطاب واحتياج نيست در حال خطاب مكر ببيان صفت فعلى كه بر مكلف اتيان به أو واجبست چنانچه بيان در مجمل مبين صفت فعل واجبست وحاصل آنكه فرق ميان منسوخ ومجمل اينست كه در خطاب بمنسوخ آنچه
هامش
( 1 ) وسيّد رضى اللّه عنه از اين غافل شده كه اين نقيض بر أو نيز كه تجويز نمىنمايد تأخير بيان ظاهرا وارد است