تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
وانّما لم اعدل عنها ابتدأ قصدا إلى مطابقة دليل الخصم لما عنون به الدّعوى حيث جعله على الوجه الّذى حكيناه
شرح
در جواز تكليف با انتفاء شرط شرط مىدانند جاهل بودن امر را بانتفاء ان شرط مثلا هركاه مولى كارى بفرمايد غلام خود را در روز آينده واتفاقا غلام بميرد پيش از وقت ان كار اين امر جايز است باعتبار اينكه مولى علم نداشت بانتفاء شرط أو كه حيوة است چه وجوب ان كار بر غلام مشروطست ببقاء غلام تا ان وقت معيّن وامّا هركاه امر عالم باشد بانتفاء شرط در وقت فعل مثلا خداى تعالى امر نمايد زيد را بروزه فردا وحال آنكه داند كه پيشتر مىميرد اين تكليف جايز نيست واين قول حقّ است امّا خوش نمىآيد مرا ترجمه يعنى تعبير نمودن از محلّ نزاع باين عباراتى كه مىبينى اكرچه بسيار ترجمه شده در كتابهاى اصوليّين به اين نحو وظاهر خواهد شد از براي تو وجه ناخوشى اين ترجمه ووجه ناخوشى اين است كه در عنوان بحث شرط را مطلق ذكر نموده‌اند ومقيّد نساخته‌اند بشرط واجب مقيّد پس چنين فهميده مىشود از ترجمه كه شرط واجب مطلق نيز اين خلافها در أو جارى باشد وحال آنكه در واجب مطلق با انتفاء شرط أو اتّفاقيست كه تكليف جايز است مطلقا چنانچه پيشتر كذشت وچون مىرسيد كسى را كه اعتراض نمايد كه هركاه شما را خوش نمىآيد أزين تعبير چرا خود نيز چنين تعبير نموديد وشرط را مخصوص شرط واجب مقيّد نساختيد مصنف قدّس سرّه در جواب فرمود كه وانّما لم اعدل عنها ابتداء قصدا تا ولقد أجاد يعنى من عدول نكردم از ترجمه ايشان در ابتداء بحث ومقيّد نساختم شرط را بشرط واجب مقيّد از اين جهت كه مىخواستم دليل خصم مطابق شود با مدّعاى أو زيراكه بعضي از دليل را به نحوى أقامت نموده كه ما نقل نموده‌ايم يعنى دليل أو اكر تمام بودى دلالت مىكرد بر اينكه در شرط واجب مطلق با علم امر بانتفاء شرط تكليف جايز باشد ودلالت نمىكند بر جواز چنين تكليفي در شرط واجب معيّن مقيّد پس اكر ما عنوان بحث را مخصوص شرط واجب مقيّد مىساختيم دليل أو مطابق عنوان مدّعاى أو نمىشد واين مراتب در دليل نقل دليل خصم وردّ أو ظاهر خواهد شد ولقد أجاد علم الهدى حيث تنحّى عن هذا المسلك وأحسن التأدية عن أصل المطلب نقلت هذه الجملة وچه بسيار نيكو كرده سيد مرتضى رضى اللّه عنه كه دورى كزيده از اين طريقه وبصارت نيكو تعبير نموده از أصل مطلب يعنى در عنوان بحث شرط را مطلق نكذاشته بلكه مقيّد ساخته بشرط واجب مقيّد چه در جميع مواضع ذكر شرط قدرت مأمور وأمثال أو را از شروط واجب مقيّد ذكر نموده وكفته از فقها ومتكلّمين جمعى جايز مىدانند امر فرمودن خداى تعالى مكلّف را بفعلى بشرط آنكه منع نكند ان مكلّف را أزين فعل يا بشرط آنكه قدرت دهد أو را بر اين فعل واعتقاد ايشان اينست كه مكلّف مأمور به آن فعل هست يا منع از أو نيز مثلا جايز است كه خداى تعالى