( 3 ) بشارت به ظهور مهدى موعود و منقبت آن زبدهء موجود
مژده آمد از قدوم آنكه دل جوياى اوست * جان به استقبالش آمد آنكه جان مأواى اوست
مژدگانى ده قدومش را كه اينك مىرسد * آنكه جان مست شراب عشق روحافزاى اوست
مژدگانى ده دلا كاينك رسيد اينك رسيد * آن كه اين هفت آسمان يك قطره از درياى اوست
آنكه آزادان عالم بر در او بندهاند * آنكه شاهان جهان را جمله سر در پاى اوست
اينك آمد آنكه آگاه است از كار همه * قول و فعل خلق مشهود دل داناى اوست
اينك آمد آنكه سرو قد و ماه روى او * هرچه دارد از نكوئى جمله از بالاى اوست
نالههاى زار ما بر بوى گلزار وى است * داغهاى سينهء ما سايهء گلهاى اوست
اينك آمد تا كه در جان و دل من جا كند * آنكه هم جان جاى او پيوسته هم دل جاى اوست
در دل هر ذره روشن تابشى از مهر او * در سر هر قطره پيدا شورى از درياى اوست
اينك آمد تا نوزاد خاطر هر خستهاى * گو دلش صفرائى و اندر سرش سوداى اوست
در دل هر عارفى از سرّ او گنجينهاى * در سر هر عاشقى شورى ز استغناى اوست
اينك آمد آن سر و سركردهء ارباب عشق * آنكه عشق عاشقان از عشق مادرزاى اوست