مُغَربِل ازل از مهر او يكى غربال * بساخت تا كه برون آورد ز كاه ثمر
وجوه مصلحت اندر بلا بود پنهان * فنون خير بود مندرج بسى در شر
خفاى مهدى هادى است محض خير و صواب * وليك عامه ندارد ز سرّ كار خبر
چو او ظهور كند كل خلق سر بنهند * به طوع و كُره چه اهل جنان چه اهل سقر
جهان تمام شود روشن و زمان پر نور * چنان كه عصر نبى بود بلكه زان بهتر
خوش آن زمان و از آن خوشتر آنكه دريابيم * اگر مدد بتوانيم كرد از آن خوشتر
قيام قائم ما زود كن خداوندا * حلول موت مرا دير تا خورم زو بر
به عصر او چه تنعم كنيم و شادى فيض * خدا نصيب كند شيعه را همه يكسر