پس از براى ساير سادات اهلبيت * بگرفته شد عهود ولايت از ورا
ابدان خلق چون به جهان آشكار شد * منكر شدند اكثر و بشكست عهدها
صد شكر حق كه ما نشكستيم عهد خويش * گر صد بلا رسد نشكيبيم از بلا
هستيم اميدوار ز الطاف كردگار * كز علم اهلبيت كند فيض را عطا
كامش ز ميوهء شجر علم من لدن * شيرين كند به پيروى آل مصطفى
هر جرم و هر خطا كه از او سر زد و زند * بخشد به قوم پاك زهر جرم و هر خطا
از فضل خويش جا دهدش در جوارشان * چون در دلش محبت ايشان گرفته جا