تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

. . . تقابل العدم و الملكة . . .

بعد از آن معلوم شد « ضرر » در مقابل « نفع » و منفعت است ، مصنّف مىفرمايد : تقابل بين آنها از نوع تقابل « عدم و ملكه » است . توضيح مطلب - يكى از انواع تقابل ، تقابل عدم و ملكه مىباشد ، به اين صورت كه يكى از متقابلين ، امر وجودى و ديگرى امر عدمى است ، به‌طورىكه شأنيّت و اقتضاء داشت كه وجودى باشد ( زمينه براى اينكه وجودى باشد ، داشت ، ولى به خاطر جهاتى ، عدمى شده است ) به امر وجودى ، ملكه « 1 » و به مقابل آن ، عدمى اطلاق مىشود . چنان كه تقابل بين « عمى » و « بصر » ، عدم و ملكه است ، زيرا « بصر » ، امر وجودى است و « عمى » اگرچه امر عدمى مىباشد ، امّا شأنش اين بوده كه وجودى باشد ، و لذا بر مثل سنگ و چوب و . . . « عمى » اطلاق نمىشود ، اگرچه چشم ندارند ، بلكه بر مثل عقرب ، اطلاق مىشود ، زيرا شأن عقرب اين بوده كه داراى بصر باشد . در مورد بحث نيز تقابل « ضرر » و « نفع » ، تقابل عدم و ملكه است . به اين صورت كه نفع ، امر وجودى و ضرر ، امر عدمى مىباشد ، زيرا ضرر ، عدم نفع است ، امّا در جايى كه امكان منفعت وجود داشته باشد ، و گرنه چنانچه در موردى امكان و قابليّت براى نفع نباشد ، ضرر اطلاق نمىشود .

كما انّ الأظهر . . .

مصنّف در ادامه توضيح « ضرر » و « ضرار » مىفرمايد : اين دو لفظ ، به يك معنا هستند ، اگرچه ضرر ، مصدر مجرّد است ، و « ضرار » مصدر مزيد ( از باب مفاعله ) ، و لذا « ضرار » به عنوان تأكيد براى « ضرر » ذكر شده است و معناى جديدى ندارد .

كما يشهد به . . .

معلوم شد كه به نظر مصنّف ، معناى ضرار و ضرر ، تفاوتى نمىكند . امّا در مقابل ، دو نظر ديگر وجود دارد :
هامش
( 1 ) . « ملكه » همان دارايى و سرمايه شخص است .
شرح كفاية الأصول — صفحة 291 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني