تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨

بيان كاشف الغطاء

ايشان از راه ترتّب ، درصدد برآمده كه بگويد مأتىّ به در غير موضعش ( مانند : نماز تمام به‌جاى نماز قصر ، در حقّ مسافر ) مأمور به نيز هست . توضيح مطلب : در ذيل مسئله « امر به شىء مقتضى نهى از ضدّ است يا نه » ، از ترتّب بحث شده بود كه در آن دو مسلك است : اول - عده‌اى قائل به بطلان ترتّب بوده و در مثل ازاله نجاست و صلاة ( كه متضادّند ) ، مىگفتند : ازاله نجاست به عنوان اهمّ ، امر دارد و واجب فورى مىباشد كه تأخيرش جايز نيست ، و امّا صلاة ، به عنوان مهمّ ، امر ندارد و واجب موسّع مىباشد ، ولى درعين‌حال اگر مكلّف ، اهمّ ( ازاله ) را ترك كند و مشغول مهمّ ( صلاة ) شود ، عملش صحيح است امّا صحّت عمل به خاطر وجود امر نمىباشد ( زيرا ترتّب باطل است و با وجود اهمّ ، مهمّ بدون امر مىباشد ) بلكه به خاطر اشتمالش بر مصلحت تامّ است ، و در چنين فرضى اگرچه اهمّ مزاحم است ، امّا موجب نمىشود ملاك و مصلحت مهمّ ، از بين برود . و همان‌طور كه قبلا هم بيان شد عباديّت يك چيزى ، متوقّف بر امر داشتن آن چيزى نمىباشد ، بلكه مجرّد محبوبيّت و مطلوبيت عمل در نزد مولا ، كفايت مىكند كه آن چيز ، به عنوان عبادت اتيان شود . دوم - برخى قائل به صحّت ترتّب بوده و در مثل ازاله و صلاة ، قائل شدند كه صلاة با اينكه مهمّ است ، داراى امر مىباشد ، امّا امر آن ترتّبى و در طول امر اهمّ است ، به اين معنا كه گويا شارع ابتدا مىفرمايد : « أزل النجاسة عن المسجد » و سپس مىفرمايد : « ان عصيت و تركت الازالة ، فصلّ » در اينجا امر به مهمّ ، مترتّب بر عصيان امر اهمّ است و لذا امر به مهمّ در طول امر به اهمّ است . بعد از توضيح اين مطالب به بيان مرحوم كاشف الغطاء مىپردازيم . ايشان در مورد بحث نيز از راه ترتّب استفاده كرده و قائل شده نماز تمام در حقّ مسافر جاهل ، داراى امر