چون هم ادلّه برائت نقليّه مربوط به شبهات بدويّه است و هم آيات و روايات دالّه بر وجوب تعلّم ، وجه دوم تنها راه جمع بين ادلّه است و وجه اول مخدوش مىباشد .
توضيح مطلب :
همانطور كه مورد ادلّه برائت نقليّه ، شبهات بدويّه مىباشد ، مورد ادلّه ( اخبار و روايات ) دالّه بر وجوب تعلّم نيز شبهات بدويّه است ، زيرا اين ادلّه دلالت ندارند بر اينكه عمل در جايى واجب است كه مكلّف علم به تكليف دارد ( تا مربوط به محور تكاليف معلوم بالاجمال باشند ) بلكه دلالت دارند بر اينكه تعلّم و تفقّه ، لازم است ، و لذا اين ادلّه نيز همانند ادلّه برائت ، در مورد شبهات بدويّه مىباشند و چون ادلّه برائت ، مطلق و اين ادلّه ، مقيّدند ، كيفيت جمع به اين نحو است كه مطلق به واسطه مقيّد ، تقييد بخورد ، به اين صورت كه ادلّه برائت نقليّه هم كه ظاهرشان مطلق است ، ناظر به لزوم فحص هستند ، بنابراين « ما لا يعلمون » وقتى مرفوع است كه ابتدا فحص صورت گرفته باشد و نسبت به وجود دليل ، يأس پيدا شود .
شرط جريان تخيير عقلى ( و لا يخفى اعتبار الفحص . . . )
مصنّف مىفرمايد : در تخيير عقلى همانند برائت عقليّه ، فحص لازم است . زيرا عقل در جايى حكم به تخيير مىكند كه دوران امر بين متكافئين باشد ، يعنى در جايى كه بين دو چيز تساوى و تكافؤ كامل برقرار است و هيچكدام بر ديگرى ترجيحى ندارد ، عقل حكم به تخيير مىكند . بنابراين موضوع تخيير عقلى ، احراز تساوى و تكافؤ است ، و براى احراز اين امر ، فحص از وجود مرجّح لازم است ، يعنى ابتدا بايد نسبت به وجود مرجّح ، تحقيق و تفحص نمود و در صورت يأس از وجود مرجّح ، نوبت به جريان تخيير عقلى مىرسد . « 1 »
هامش
( 1 ) . و امّا تخيير شرعى در مباحث « تعادل و ترجيح » و اخبار علاجيّه خواهد آمد .