تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
مىتوان استدلال را بنيان نهاد . احتمال اوّل - مقصود از « من » بيانيّه است ، چنان‌كه « من » در « فاجتنبوا من الرّجس » بيانيّه است ( رجس و پليدى را تبيين مىكند ) . « 1 » احتمال دوم - مقصود از « من » به معناى « باء » و براى تعديه است ، به‌طورىكه « فأتوا منه » به معناى « فأتوا به » ( أى : فأتوه ) است ، يعنى : آن شىء را بياوريد . بنابراين دو احتمال ، روايت به بحث ما ارتباطى نخواهد داشت ، زيرا در اين صورت ، صحبتى از آوردن بعض عمل نمىباشد ، يعنى روايت نمىگويد اگر جزئى از يك كلّ ، متعذّر شد ، اتيان بعض آن واجب است ، بلكه مىگويد : اگر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله شما را به چيزى ، امر كند ، چنانچه قدرت داريد آن را اتيان كنيد . احتمال سوم - مقصود از « من » تبعيضيّه است . و لذا معناى حديث اين‌گونه مىشود كه : اگر رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله شما را به چيزى ، امر كند ، چنانچه نتوانيد تمام آن را بياوريد ، هر اندازه از آن را كه قدرت داريد ، اتيان كنيد ( يعنى بعض آن چيز را بياوريد ) بنابراين احتمال و با فرض اينكه تبعيض به لحاظ اجزاء است ( نه به لحاظ افراد ) مىتوان به نبوى مذكور ، براى اثبات وجوب باقى به هنگام تعذّر بعض آن ، استدلال نمود .

و دلالة الأوّل . . . جواب مصنّف از روايت اوّل

مصنّف در جواب از استدلال به روايت اول ، مىفرمايد : اولا - همان‌طوركه احتمال دارد « من » تبعيضيّه باشد ، احتمال دارد كه بيانيّه و يا به معناى باء ( براى تعديه ) باشد ، و لذا با وجود اين احتمال ، ظهور در تبعيض ، منعقد نمىشود .
هامش
( 1 ) . البته ذوق ادبى ، اين احتمال را نمىپسندد زيرا با « من » ضمير ذكر شده است و لذا ، مبهم مىشود و نمىتواند مبيّن « شىء » كه مبهم است ، باشد .