مقدّمى غيرى « 1 » است و يا وجوب تبعى « 2 » ) لزومى داشته باشد .
در نتيجه اتيان واجب ( مجموع و كلّ ) درحالىكه مقترن به وجه و عنوانش باشد ( خواه به نحو وصفى و خواه به نحو غايت ) امكان دارد . بنابراين مىتوان اكثر را به عنوان احتياط اتيان كرد درحالىكه قصد وجه مجموع آن شده است ، زيرا بههرحال عنوان « واجب » بر اين اكثر ، منطبق است ، هرچند واقعا اقلّ واجب بوده باشد ( از باب انطباق كلّى بر فرد ) و لذا با اتيان اكثر ، مكلّف مىتواند قصد وجه كلّ را بكند .
و احتمال اشتماله . . .
مصنّف با اين عبارت به دفع اشكال مقدّر اشاره مىكند .
اشكال
اگر مكلّف ، اكثر را اتيان كرده باشد ، درحالىكه واقعا اقلّ واجب بوده ، احتمال دارد آن مقدار زائدى كه مأتىّ به نسبت به اجزاى واجب دارد ، مأمور به نباشد ، يعنى احتمال دارد آن زائد ، از اجزاى اين عملى كه مكلّف آورده است ، نباشد ، بلكه امرى مقارن با عمل باشد ، بهطورىكه عمل ، ظرف است و امر زائد ، در ظرف عمل ، مقارن شده است .
نظير اينكه برخى گفتهاند قنوت از اجزاى نماز نمىباشد ، بلكه دعاى مستقل و امر مستحبى است كه خودش محبوبيّت دارد و فقط با محبوب ديگر ( نماز ) مقارن شده است .
بنابراين وقتى احتمال داده شد كه آن امر زائد از اجزاى واجب نباشد ، واجب ( مأمور به ) بر مأتىّ به ( عملى كه اتيان شده ) منطبق نخواهد شد .
پس اگر واقعا اقلّ ، واجب باشد ، با اتيان اكثر نمىتوان گفت كه واجب ، اتيان شده است ، زيرا اكثر كاملا بر اقلّ منطبق نمىباشد .
هامش
( 1 ) . بنا بر اينكه اجزاء مقدّمات داخليّه براى كلّ باشند ، وجوبشان مقدّمى و ترشّحى مىشود .
( 2 ) . بر اين مبنا اجزاء نمىتوانند مقدّمه باشند ، زيرا كلّ همان اجزاء است و بالعكس ، و لذا دوئيّتى نمىباشد تا يكى مقدّمه و ديگرى ذى المقدّمه باشد . بنابراين وجوب اجزاء ، وجوب ضمنى و همان وجوب منبسطى است كه روى كلّ رفته است .