تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
غرض در اكثر باشد . امّا اگر اكثر را انجام دهد ، يقين به حصول غرض پيدا مىكند ، زيرا اگر واقعا اكثر ، واجب باشد كه اتيان شده ، و اگر اقلّ ، واجب باشد ، باز هم در ضمن اكثر اتيان شده است . بنابراين چون با اتيان اكثر ، علم به حصول غرض پيدا مىكند ، و احراز غرض نيز لازم است ، بايد احتياط كرده و اكثر را انجام دهد .

بناء على ما ذهب . . .

اين عبارت ، ناظر به مبناى مشهور عدليّه ( در باب تبعيّت احكام از مصالح و مفاسد موجوده در مأمور به و منهىّ عنه ) است كه دليل دوم مصنّف به آن مبتنى مىباشد . توضيح مبناى عدليّه : عدليّه ( اماميّه و معتزله ) معتقدند كه احكام الهى ( اوامر و نواهى ) تابع مصالح و مفاسد كامنه در مأمور به و منهىّ عنه هستند ، يعنى حتما در متن عملى كه به آن امر تعلّق گرفته ، مصلحت بوده و لذا شارع خواسته كه ما آن مصلحت را استيفاء كنيم ، و در متن عملى كه به آن نهى تعلّق گرفته ، مفسده بوده است و لذا شارع خواسته كه ما در آن مفسده واقع نشويم .

و كون الواجبات الشرعيّة . . .

مصنّف با اين عبارت به ادامه توضيح مبناى عدليّه مىپردازد و مىفرمايد : واجبات شرعيّه ، الطاف در واجبات عقليّه ( مربوط به اصول عقايد ) هستند . توضيح مطلب - لطف ( چنان‌كه در علم كلام بيان شده ) به هر چيزى گفته مىشود كه مقرّب به سعادت و طاعت و مبعّد از شقاوت و معصيت باشد . واجبات شرعيّه و عمليّه ( مانند : نماز ، روزه و . . . ) الطاف در واجبات عقليّه هستند ، يعنى انسان با انجام دادن اين واجبات ، به واجبات عقليّه كه همانا تقرّب به خداوند متعال است ، مىرسد ، زيرا مكلّف با ترك محرّمات ، نفس خود را تخليه كرده و با انجام واجبات ، آن را تحليه مىنمايد . بنابراين واجبات شرعيّه ، انسان را به آن زلفى و تقرّب مىرسانند . و از اينكه
شرح كفاية الأصول — صفحة 188 | الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني