و لذا مطابق اين روايات ، ثواب بر انقياد و احتياط ، مترتّب شده است ( اخبار « من بلغ » مىگويد : بر اين عملى كه انجام مىدهيد ، عنوان احتياط و انقياد ، منطبق است و ثواب نيز بر اين عنوان ، مترتّب مىباشد )
اشكال مصنّف بر احتمال شيخ ( و اتيان العمل . . . )
مصنّف در ردّ نظر شيخ مىفرمايد : رجاء مطلوبيّت و طلب قول نبى و بلوغ و . . . فقط دواعى و علل هستند كه شخص را به سوى انجام عمل ، تحريك مىكنند ، بنابراين هيچكدام از احتياط و انقياد ، داراى ثواب نيستند بلكه ثواب بر خود عمل ، مترتّب مىشود و به عامل ( هر انگيزهاى كه داشته باشد ) ثواب مىدهند . چنانكه صحيحه هشام بن سالم ، بر اين مطلب دلالت مىكند ، زيرا عبارت « كان اجر ذلك له » ظهور در اين دارد كه ثواب براى خود عمل است ، نه براى انقياد و احتياط .
و بايد توجّه داشت كه اين صحيحه به واسطه روايات ديگر ( كه ناظر به ترتّب ثواب بر انقياد و احتياط هستند ) تقييد نمىشود ، زيرا بين صحيحه هشام و روايات ديگر ، تنافى نيست ، زيرا بلوغ و احتياط و طلب قول نبى صلّى اللّه عليه و آله و . . . حيث تعليلى هستند و تمام آنها داعى و محرّك مىباشند كه شخص را به سوى انجام عمل ، تحريك كنند و لذا در موضوع ( يعنى عمل ) كمترين دخالتى ندارند تا آن را مقيّد كنند .
به عبارت ديگر : اينجا اصلا بحث مطلق و مقيّد نمىباشد ، بلكه فقط مطابق صحيحه هشام ، آنچه ثواب دارد ، عمل است ، امّا مثل بلوغ ، حيث تعليلى براى ترتّب ثواب بر عمل مىباشد . « 1 »
بل لو أتى به . . .
مصنّف در ادامه ردّ نظر شيخ ترقّى كرده و مىفرمايد :
اگر هم شخص ، عمل را به رجاى مطلوبيّت و با عنوان احتياط ، بياورد ، باز ثواب بر
هامش
( 1 ) . البته معناى ديگرى از عدم منافات بين صحيحه هشام با بعض اخبار ، بيان شده كه به نظر ما ، نياز به تكلّف دارد ( از راه احراز وحدت مطلوب و عدم احراز وحدت مطلوب ) .