تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
ثواب براى اميد و رجاء و بلوغ باشد . به بيان ديگر : « بلوغ » حيث تعليلى براى ترتّب ثواب است ، يعنى بلوغ سبب و داعى و علّت مىشود كه ثواب بر خود عمل مترتّب شود « 1 » ( زيرا تا بلوغ نباشد ، عملى نخواهد بود ) نه اينكه حيث تقييدى باشد چنان‌كه شيخ فرموده تا اينكه ثواب و استحباب براى عمل با وصف و قيد بلوغ باشد ( زيرا عمل به رجاء بلوغ و مطلوب ، همان احتياط است ) نتيجه : اينكه بلوغ ، داعى و انگيزه براى عمل باشد ، موجب نمىشود تا ثواب مترتّب بر عمل باشد ، در آنجايى كه عمل به رجاء و اميد اينكه مأمور به است ( يعنى به عنوان احتياط ) آورده شده است . و لذا نظر شيخ ( كه بلوغ ، حيث تقييدى مىباشد ) مردود است .

احتمال سوم ( نظر شيخ )

مطابق اخبار من بلغ ، ثواب براى احتياط و انقياد ( اطاعت حكمى ) است نه اينكه خود عمل ، مستحبّ باشد . زيرا « بلوغ » نمىتواند عمل را از آن چيزى كه در واقع است ، منقلب كند ( اگر عمل در واقع ، مستحبّ است ، بلوغ و عدم بلوغ دخلى در استحباب ندارد و اگر مستحبّ نيست ، مجرّد بلوغ ، آن عمل را مستحبّ نمىكند . ) به عبارت ديگر : بلوغ ، علّت محدثهء ملاك و مصلحت در عمل نيست تا اينكه عمل به سبب آن ، مستحبّ شود . پس اخبار من بلغ خطاب به مكلّف مىگويد : اگر عمل را به اميد اينكه خدا و پيامبرش گفته‌اند ، بياورى ، همين احتياط و انقياد ، ثواب دارد ، هرچند عمل در واقع مستحبّ نباشد . « 2 » و در مورد اين احتمال ، رواياتى وجود دارد ، مانند : روايت محمّد بن مروان ، كه در آنها ثواب بر اتيان عمل به داعى طلب قول نبى صلّى اللّه عليه و آله آمده ، كه اين انقياد محسوب مىشود .
هامش
( 1 ) . و لذا وقتى سؤال شود چرا اين عمل مستحبّ است ، گفته مىشود : « لاجل بلوغ الثواب عن النبى صلّى اللّه عليه و آله » . ( 2 ) . به نظر ما نيز نظر شيخ درست است و اخبار « من بلغ » درصدد اين نيست كه خود عمل را مستحبّ كند .