تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحثى از اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
مبناى استصلاح باطل است ، و استصلاح ، مانند استحسان ، متابعت هواى نفس است « 1 » . » فرقهء اماميه به پيروى از رهبران بزرگوارشان عليهم السّلام و به موجب روايات واصله از ناحيهء آنان عمل به مصالح مرسله ( استصلاح ) را همانند استحسان باطل و مردود مىدانند . تشبّث و پناه بردن فقهاى عامّه به اين‌گونه وسائل معلول فقر و كمبودهائى است كه از جهت منابع براى آنان دست داده است ، ولى اماميه در سايهء عنايات و انفاس قدسيّه و بركات نازله از سوى اهل بيت رسول اللّه صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين به چنان غنائى دست يافته‌اند كه براى آنان نياز به چنين توسّلاتى احساس نمىگردد . و در بسيارى از مواردى كه عامه با استناد به دلايلى چون مصالح مرسله حلّ مشكل نموده‌اند اماميّه با داشتن نصوص و روايات واصله از سوى خاندان عصمت و طهارت عليهم السّلام خود را بىنياز دانسته و حكم مقتضى را صادر كرده‌اند . علماى اماميّه در اصول فقه اين موضوع را با استدلالهاى محكمى به اثبات رسانده‌اند كه طرق غير قطعيّه به هيچ وجه ارزش و اعتبار ندارد ؛ مگر آنكه به موجب ادلّهء قطعيّه حجيّت و اعتبار آنها از ناحيهء شارع مقدس ثابت شده باشد . مانند خبر واحد كه هرچند موجب قطع نمىگردد ، ولى با توجه با ادلّهء قطعيه حجيّت و اعتبار آنها از ناحيهء شارع مقدس ثابت شده است . و چون در مورد امورى از قبيل استحسان و استصلاح دليلى اقامه نشده ، عمل به آنها مجوّز شرعى ندارد .
هامش
( 1 ) همان مأخذ .
مباحثى از اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 187 | مصطفى محقق داماد