نيست به قواعدى مانند استحسان و مصالح مرسله روى مىآورند .
محمّد بن حسن شيبانى كه از شاگردان مشهور ابو حنيفه و از دانشمندان معروف حنفى مذهبى است ، در كتاب مبسوط خود مكررا مىگويد : « استحسن ودع القياس - استحسان كن و قياس را رها ساز » .
شاطبى از علماى مشهور مالكى مىگويد : « مالك و پيروان او بر مبناى استحسان فتوى دادهاند « 1 » »
از ابن عربى مالكى مذهب نقل مىكنند كه گفته است : استحسان نزد مالكىها و حنفىها عبارت است از عمل كردن به قوىترين دليل .
سپس مىگويد : مقتضاى استحسان اين است كه استدلال آزاد را بر قياس ترجيح دهيم ، نه اينكه بر خلاف قياس و بدون دليل و صرفا به ميل و دلخواه حكمى كنيم ، بلكه هرگاه رعايت قياس منجر به از بين رفتن مصلحت يا باعث ابتلاء به مفسدهاى بشود ، با استفاده از قاعدهء استحسان ، مصلحت خاص مورد نظر را بر قاعدهء كلى ترجيح مىدهيم . گاهى نتيجهء يك قياس خفىّ با نتيجهء استحسان موافق و با قياس جلىّ مخالف است كه اينگونه استحسان را استحسان قياسى مىگويند . در اينگونه موارد اختلاف بين قياس جلىّ و قياس خفى است كه براى رعايت مصلحت و ضرورت ، قياس خفىّ را بر قياس جلىّ رجحان مىدهيم . مثلا اگر حكم شود كه دست راست سارقى قطع بشود و مجرى اشتباها دست چپ او را قطع كند ، بنا بر قياس جلىّ مجرى ضامن است و بايد ديه بپردازد ؛ زيرا مثل اين است كه فرضا بينى شخص محكوم را بريده باشد ، ولى در اين مورد مىگويند هرچند دست چپ اشتباها قطع شده ولى دست راست كه فايدهاش بيشتر است
هامش
( 1 ) موافقات ج 4 ص 207 .