است .
منظور از اين نوع قياس اين است كه علّت حكم در ذيل آن از طرف شارع بيان نمىشود ولى مجتهد با قدرت فهم و تشحيذ ذهن خود ، نزديكترين علت را استنباط نموده و بر اساس آن قياس مىكند . مثلا مىدانيم حضرت رسول ( ص ) فرموده است : در هنگام سفر سوار بر شتر جايز است كه نماز نافله خوانده شود ؛ مجتهد در اينجا مىبيند كه شتر خصوصيتى ندارد ، بلكه به نظر مىرسد كه مطلق « مركب » منظور حضرت بوده است ، در اين صورت نتيجه مىگيرد كه در حالت سوارى چه سوار بر اتومبيل و چه هواپيما نيز مىتوان نماز نافله را بجاى آورد .
علماى فقه در برخورد با اين نوع قياس رعايت حدّ اكثر احتياط را ضرورى مىدانند . زيرا با اندك بىاحتياطى و زيادهروى ، به جهت ابهام ، ممكن است مجتهد راه ناصواب را بپيمايد و بر اساس قياسات باطل به نتايجى دست يابد كه منطبق با موازين شرعى نباشد .
* * *
قاعدهء استحسان
يكى از قواعدى كه در مذاهب اسلامى مورد نظر قرار گرفته ، قاعدهء استحسان است . فرقههاى حنفى ، مالكى و حنبلى آن را حجّت مىدانند ولى مذاهب شيعه ، شافعى و ظاهرى سخت با آن مخالفند و حجّيّتى براى آن قائل نيستند .