تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحثى از اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
بدهد ؟ » امام : « بيست شتر » ابان بن تغلب در شگفت مىشود و مىگويد : « يا ابن رسول اللّه علّت اين عدم تناسب چيست ؟ » حضرت در پاسخ مىفرمايد : « مهلا يا ابان هذا حكم رسول اللّه ، انّ المرأة تعاقل الرجل الى ثلث الدّية فاذا بلغت الثّلث رجعت الى النّصف . » يعنى ساكت اى ابان ! اين حكم رسول اللّه است ، همانا ديه زن موازن ديه مرد تا ثلث پيش مىرود ولى پس از رسيدن به ثلث برمىگردد به نصف . و سپس ادامه مىدهد : « يا ابان انّك اخذتنى بالقياس و السّنة اذا قيست محق الدّين » يعنى اى ابان ، مرا با قياس مؤاخذه مىكنى ! سنّت رسول اللّه اگر مورد قياس قرار گيرد ، دين خدا از بين خواهد رفت ! « 1 » بنابراين همان‌طور كه گفته شد ، نتيجه مىگيريم كه فقط قياس اولويّت و قياس منصوص العلّه داراى اعتبار و يقين و قطع‌آور است ، و بقيّهء انواع قياس كه نزد اهل سنّت معتبر است « ظنّى » هستند و قطعيّت ندارند .

قياس مستنبط العلّه ( تنقيح مناط ) :

بين قياس صحيح ( منصوص العلّه و اولويّت ) و قياسهاى باطل يك نوع قياس وجود دارد كه به قياس مستنبط العلّه يا تنقيح مناط مشهور
هامش
( 1 ) كافى چاپ تهران ج 7 ص 299 .
مباحثى از اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 171 | مصطفى محقق داماد