كاربرد سيره :
حال ببينيم در مواردى كه سيره ، آن هم از نوع حجّت و معتبر آن ، بر فعل و يا ترك فعلى اقامه گردد چه مقدار بهره و نتيجه مستفاد مىشود . به عبارت ديگر ، توسط سيره چه حكمى را مىتوان به اثبات رسانيد ؟ آيا اگر سيره بر فعل واقع گردد مىتوان وجوب آن را استنباط نمود ؟ و يا اگر سيره بر ترك فعل قرار گيرد مىتوان براى حرمت ، به آن تمسك جست ؟
محقّقين از علماى اصول گفتهاند در موارد سيره بر فعل ، حدّ اعلاء و نهايت محصول آن تنها جواز و عدم حرمت عمل مزبور خواهد بود و به هيچ وجه نمىتوان براى وجوب ، به سيره استناد نمود . و همچنين نهايت محصول سيره بر ترك فعل ، عدم وجوب است و نمىتوان براى حرمت به آن متمسّك شد . مثلا اگر در جامعهء مسلمين ملاحظه گردد كه عملى ميان مسلمانان رائج بوده و هيچگاه ترك نمىشود ، نمىتوان براى وجوب عمل مزبور به رواج عملى آن تمسّك نمود ؛ زيرا نفس عمل هيچگونه لسان گويا و مشخصى ندارد كه بيانكنندهء وجه آن باشد . تنها آنچه متيقّن است اينكه آن عمل حرام نيست .
و با منتفى شدن احتمال حرمت عمل ، چهار احتمال ديگر از احكام پنجگانه باقى مىماند : اباحه ، كراهت ، وجوب و استحباب ؛ و چون دليلى بر تعيين هيچيك از محتملات وجود ندارد ، تنها جامع مشترك بين محتملات ، يعنى اصل جواز ، مستفاد آن خواهد بود .
البتّه در بعضى از موارد ، مداومت و استمرار عملى مسلمانان كه حاكى از تقيّد خاص آنان باشد مىتواند دليلى بر رجحان عمل نيز قرار گيرد .