تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
كه مطلق زيارت امام حسين ( ع ) ثواب دارد ، ولى زيارت آن حضرت در روز عرفه ، ثواب بيشترى دارد . پس اگر حمل مطلق بر مقيّد ، يك معيار عرفى و عقلائى داشته و از باب تقديم دليل اقوى و اظهر است ، بايد در مستحبّات نيز اين‌گونه باشد ، با اينكه مشهور در مستحبّات ، مقيّد را بر فرد افضل حمل مىكنند . و وقتى در مستحبّات ، مطلق بر مقيّد ، حمل نمىشود ، در واجبات نيز نبايد چنين حملى باشد . جواب اشكال از اين اشكال جواب‌هاى زيادى داده شده ، ولى مصنّف به دو جواب اشاره مىكند . جواب اوّل ( اللّهمّ الّا . . . ) باب مستحبّات با باب واجبات تفاوت دارد و لذا بين حمل مطلق بر مقيّد در واجبات ، و حمل آن در مستحبّات ، هيچ ملازمه‌اى نيست . بيان مطلب اين است كه قيدها در مستحبّات ، غالبا احترازى نيستند ، بلكه براى فهماندن زيادى و فزونى ثواب و فضيلت مىباشند . و به تعبير ديگر : افراد مستحبّ ، غالبا از جهت قوّت و ضعف ، و كمال و نقص ، متفاوتند . مانند : « نماز شب » كه به عنوان مستحبّ ، افراد و مصاديق گوناگونى دارد كه فضيلت آنها از جهت زمان و مكان ، متفاوت مىباشد . و اين غلبه در باب مستحبّات ، سبب مىشود كه اگر در جايى قيدى يافت شد ، حمل بر زيادى فضيلت و ثواب شود ، نه اينكه قيد احترازى فرض شود . به‌خلاف واجبات كه اگر مطلق و مقيّدى در اين باب يافت شد ، معلوم مىشود كه واجب ، همان مقيّد است و غير از آن ، واجب نمىباشد . مثلا در
« أَقِمِ الصَّلاةَ » *
( مطلق ) و
« أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ »
، بايد مطلق بر مقيّد حمل شود ، زيرا قيد در مقيّد ، احترازى است و مىفهماند كه مقصود از نمازى كه واجب است ، نماز در محدودهء