در مقيد نيست ، مىگوئيم حمل امر در مقيّد ، بر « استحباب » نيز سبب مجازيّت در مقيد نيست .
توضيح مطلب - در بحث عبادت مكروهه از باب اجتماع امر و نهى گذشت كه مستحبّ ، دو معنا دارد :
1 - مستحبّ اصطلاحى : كه در مقابل واجب به كار مىرود .
2 - مستحبّ غير اصطلاحى : كه به معناى افضل و بهترين افراد واجب است .
مستحبّ به اين معنا ، در مقابل واجب نمىباشد . مثل اينكه نماز در مسجد ، افضل از نماز در منزل است . « 1 »
بنابراين در مثل « اعتق رقبة » ( مطلق ) و « اعتق رقبة مؤمنة » ( مقيّد ) ، اگر امر در مقيّد بر استحباب حمل شود ، مجازيّتى لازم نمىآيد ، زيرا استحباب در اينجا ، در مقابل واجب نمىباشد تا لازم آيد كه امر ( با اينكه ظهور در وجوب دارد ) در معناى مجازى ( استحباب ) استعمال شده باشد ، بلكه استحباب به معناى افضل افراد و بهترين فرد از افراد واجب مىباشد .
دليل اينكه امر مقيّد ، بر استحباب به معناى افضل افراد ، حمل مىشود ( نه بر معناى اصطلاحى استحباب ) آن است كه در مثل نماز در مسجد ( كه افضل افراد است ) چون نماز واجب است و ملاك وجوب دارد ، نمىتواند با مستحبّ فعلى ( اصطلاحى ) جمع شود . پس اگرچه امكان دارد ملاك استحباب در اينجا باشد ، ولى با بودن ملاك واجب و وجوب فعلى ، زمينه براى استحباب فعلى و مصطلح نمىباشد ، زيرا احكام ، متضادّند و امكان ندارد دو حكم فعلى از آنها با يكديگر جمع شوند . در اينجا نيز چون
هامش
( 1 ) . چنانكه مكروه نيز به دو معنا مىباشد :
الف - معناى اصطلاحى : كه در مقابل واجب مىباشد .
ب - معناى غير اصطلاحى : كه به معناى پايينترين فرد از افراد يك واجب مىباشد ( كه در اين صورت مكروه در مقابل واجب نمىباشد ) . مانند نماز در حمّام كه از نظر فضيلت ، پايينتر از نماز در ساير مكانها است .