است . « 1 »
و غير بعيد . . .
مصنّف مىگويد : اصلا بعيد نيست كه « مطلق » بر همان معناى لغوى خودش باقى مانده باشد ، بدون اينكه معناى خاصّ اصطلاحى داشته باشد . زيرا مطلق يعنى مرسل و رها ، چنانكه مقيّد ، به معناى مشروط و غير رها است ، و در اصطلاح ، معناى جداگانهاى ندارد .
پس بعيد نيست كه مشى اصوليّين در استعمال « مطلق » و « مقيّد » موافق لغت باشد ، و لذا معناى اصطلاحى غير از معناى لغوى نخواهد بود .
نعم لو صحّ . . .
مصنّف در اين عبارت از مطلب قبل ( كه بعيد نيست براى مطلق ، اصطلاح خاصّى بين اصوليّين ، غير از آنچه در لغت است ، نباشد ) استدراك مىكند كه برفرض ، اصطلاح خاصّى براى مطلق نزد اصوليّين باشد ( چنانكه به مشهور نسبت مىدهند كه مطلق عبارت است از ماهيت مقيّده به ارسال و شمول ) اطلاق حقيقى « مطلق » بر اسم جنس و نكرهء به معناى دوّم ، صحيح نيست .
توضيح مطلب - قبلا گذشت كه در موضوع له و معناى مطلق سه قول است :
اول ( قول حقّ ) - معناى آن ، ماهيت مبهمه و مهمله است كه مجرّد از تمام شروط ، حتّى شرط اطلاق و ارسال مىباشد ، و به عبارت ديگر : لا به شرط مقسمى است .
دوم - معناى آن ، فرد مردّد است .
سوم ( قول منسوب به مشهور ) - معناى آن ، ماهيت مطلقه و مرسله است بهطورى كه قيد اطلاق و ارسال ، جزء موضوع له مىباشد . بنابراين قول ، معناى مطلق ، مركّب از
هامش
( 1 ) . البته بايد توجه داشت كه چون تعريف « علم جنس » به نظر مصنّف ، لفظى است نه معنوى ، مانند « اسم جنس » خواهد بود . و اگر الف و لام در مفرد معرّف به لام ، براى تزيين باشد ، اين مورد نيز مانند اسم جنس خواهد شد . ولى جمع محلّى به لام ، مطلق نمىباشد ، زيرا مفيد عموم است .