تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
لا فردا مردّدا . . . اين عبارت ، ردّ كلام صاحب فصول است . بيان صاحب فصول اگر نكره در سياق انشاء باشد ، مقصود از آن فرد مردّد است ( و به بيان ديگر : در اين صورت نكره براى فرد مردّد وضع شده است ) مثلا در « جئنى برجل » مقصود از « رجل » يك فرد است كه بين هذا الرجل و ذاك الرجل و . . . مردّد مىباشد . جواب مصنّف مصنّف در مقام ردّ قول صاحب فصول مىگويد : ممكن نيست مقصود از نكره ، فرد مردّد بين افراد باشد ، زيرا چنين فردى اصلا وجود خارجى ندارد ، بلكه هر فردى در خارج ، فقط خودش است ، و فرد مردّد ، در خارج مصداق ندارد ، درحالىكه « رجل » در مثل « جئنى برجل » بر افراد خارجى منطبق است ، و اگر مقصود از آن ، فرد مردّد بود ، نمىبايست بر افراد خارجى صدق كند . و لذا از اينكه كلمهء « رجل » در سياق انشاء ، بر تك‌تك افراد خارجى مىتواند صدق كند ، معلوم مىشود كه مقصود از « رجل » همان حصّهء مقيّد به وحدت است كه كلّى و قابل صدق بر كثيرين است . و بالجملة . . . مصنّف در اين متن به نتيجهء بحث اشاره دارد و مىگويد : آنچه در نزد اصوليين ، به حمل شايع ، نكره است ( مانند : رجل ، انسان ، فرس و . . . ) « 1 » اگر در سياق انشاء قرار گيرد مقصود از آن يا فردى است كه در واقع ، معيّن مىباشد و براى مخاطب ، مجهول است « 2 » و يا حصّهء كلّى است ، نه اينكه مقصود ، فرد مردّد بين افراد
هامش
( 1 ) . به‌خلاف نكره به حمل اوّلى كه نكره است . ( 2 ) . البته مجهول بودن براى مخاطب ، خصوصيتى ندارد ، بلكه ممكن است براى متكلّم و يا براى هر دو ( متكلّم و مخاطب ) مجهول باشد .