تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
در اين آيه شريفه الف و لام « الرسول » براى عهد ذكرى است ، يعنى دلالت مىكند كه قبلا كلمهء « رسول » ذكر شده است و « الرسول » اشاره به همان مذكور قبلى است . 2 - معرّف به لام عهد حضورى : مانند : « اغلق الباب » . در اين مثال ، الف و لام براى عهد حضورى است ، يعنى دلالت مىكند شخص مخاطب ، قبلا وارد خانه شده و درب را باز كرده و « الباب » اشاره به اين است كه همين درب را كه باز كردى ، ببند . ( البته اين لام ، نياز به قرينه در مقام تخاطب دارد . ) 3 - معرّف به لام عهد ذهنى : مانند : « أدخل السوق » . در اين مثال الف و لام براى عهد ذهنى است يعنى دلالت مىكند كه « سوق » در ذهن مخاطب ، معهود و معلوم بود و « السوق » اشاره به همان است كه در ذهن مخاطب ، معلوم مىباشد . توضيح بيشتر اينكه از يك طرف مراد از « السوق » مسلّما ماهيّت و جنس « سوق » ( بازار ) نمىباشد ، زيرا ماهيت سوق ، قابل داخل شدن در آن نيست ، بلكه اين ماهيت در ذهن مىباشد . بلكه مقصود ، ماهيت سوق به اعتبار وجود خارجى آن است . و از طرف ديگر معلوم است كه تمام سوق‌ها مقصود نمىباشد تا الف و لام براى استغراق باشد ( يعنى مولا كه مىگويد : به بازار برو ، منظورش اين نيست كه عبد به تمام بازارها برود ، بلكه مىخواهد بگويد به بازار برو تا نان و گوشت و . . . بخرى ) و همين‌طور فرد معيّنى از بازار قصد نشده است ( زيرا فرض اين است كه بين مولا و عبدش ، بازار معهودى وجود نداشته است ) . پس نتيجه اين مىشود كه عبد به يك بازار خارجى غير معيّن مىرود تا حوائج مولا را تأمين كند . « 1 »
هامش
( 1 ) . در باب مسند اليه كتاب مطوّل آمده است : « و قد يأتى لواحد من الأفراد ، باعتبار عهديته فى الذهن ، كقولك « ادخل السوق » ، حيث لا عهد فى الخارج » .