و لا ريب أنّها موضوعة . . .
مصنّف در اين متن نظر خودشان را دربارهء معنا و موضوع له اسماء اجناس بيان مىكند ، ولى قبل از بيان نظر ايشان و ساير اقوال در مسئله ، لازم است مطالبى دربارهء ماهيّت و كيفيّت اعتبار آن ذكر شود .
ماهيّت به صورتهاى زير قابل اعتبار است :
1 - به شرط شىء 2 - به شرط لا 3 - لا به شرط قسمى 4 - لا به شرط مقسمى
توضيح مطلب - اگر ماهيّت را با قيد و شيئى خارج از ذاتش ( يعنى با عوارضش ) بسنجيم ، از سه حالت بيرون نمىباشد :
1 - به شرط شىء : يعنى ماهيّت ، مشروط و مقيّد به وجود آن شىء ( كه عرض و خارج از ذات ماهيّت است ) مىباشد . به اين ماهيّت ، « مخلوطه » نيز گفته مىشود ، زيرا ماهيّت با يك عرضى ، مخلوط شده است .
مانند ماهيّت « صلاة » كه نسبت به طهارات ثلاث ، و ماهيّت « انسان » كه نسبت به كتابت بالقوّه ، به شرط شىء است .
2 - به شرط لا : يعنى ماهيّت ، مشروط و منوط به عدم آن شىء مىباشد . به اين ماهيّت « مجرّده » نيز مىگويند ، زيرا ماهيّت بايد مجرّد از اين عرض باشد .
مانند ماهيّت « صلاة » كه نسبت به ضحك يا تكتّف ، به شرط لا است ، يعنى نماز بايد بدون ضحك و تكتّف باشد تا متّصف به صحّت گردد .
3 - لا به شرط : يعنى ماهيّت نه مشروط به وجود آن شىء است و نه مشروط به عدم آن و به عبارت ديگر : هم با وجود آن شىء سازگار است و هم با عدم آن .
به اين ماهيّت ، « مطلقه » نيز گفته مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) . در منظومه به اين سه نحوه اعتبار ماهيّت اشاره شده است :مخلوطة مطلقة مجرّدة * عند اعتبارات عليها واردة