مانند : وجوب « صلاة » كه نسبت به مكان و عدم آن لا به شرط است ، يعنى مشروط به اين نيست كه در مسجد باشد يا خانه و يا در مكانهاى ديگر ، چنانكه مشروط به اين نيست كه مثلا در خانه يا خيابان نباشد .
اكنون بايد ديد مقسم اين سه قسم از اعتبارات ماهيّت ، چيست ؟
حكما گفتهاند مقسم ، نفس ماهيّت است و به تعبير ديگر : مقسم ، ماهيّت مبهمهء مهمله است كه مجرّد از تمام شروط و قيود است ، حتى از قيد لا بشرطيّت . و به اين ماهيّت ، « لا به شرط مقسمى » گفتهاند در مقابل « لا به شرط قسمى » كه قسيم دو قسم ديگر ( به شرط شىء ، به شرط لا ) است و از اقسام « لا به شرط مقسمى » محسوب مىشود . بنابراين بايد توجّه داشت كه لا به شرط قسمى ، مقسم قرار نمىگيرد .
توضيح مطلب در فرق بين لا به شرط قسمى و لا به شرط مقسمى ، اين است كه :
لا به شرط مقسمى ، نفس معنا است و غير از خود معنا ، چيزى در كنارش نيست و حتّى قيد « عدم مشروطيّت به چيزى » در آن نمىباشد و از اين قيد نيز رها است . امّا لا به شرط قسمى ، خود معنا با شرط « لا بشرطيّت » است ، يعنى مشروط به اطلاق و ارسال ، و مقيّد به قيد « اطلاق و لا بشرطيّت » مىباشد .
به عبارت ديگر : در لا به شرط قسمى دو چيز لحاظ شده است :
1 - ماهيّت 2 - لا بشرطيّت ماهيّت ( اطلاق ماهيّت ) .
امّا ملحوظ در لا به شرط مقسمى ، امر واحد است كه همانا نفس معنا مىباشد ، بدون اينكه مقيّد به قيدى باشد و حتّى از قيد بىقيدى و لا بشرطيّت نيز رها و آزاد است .
نتيجه : ماهيّت بدون هيچ قيدى ( لا به شرط مقسمى ) را مىتوان به سه صورت اعتبار كرد : 1 - به شرط شىء 2 - به شرط لا 3 - لا به شرط قسمى
موضوع له أسماء اجناس
پس از بيان ماهيّت و كيفيّت اعتبار آن بايد بررسى شود كه موضوع له اسماء اجناس ، چيست ؟
مثلا معنا و موضوع له « صلاة » به عنوان يكى از اسماء اجناس ، آيا به شرط شىء ( مثلا
شرح كفاية الأصول — صفحة 202
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٢٠٢