سؤال - چرا پيامبر ، از ثبوت چيزى خبر مىدهد كه در واقع ثبوت ندارد ؟ يعنى وقتى قرار است حادثهاى اتّفاق نيفتد ، چرا از آن خبر مىدهد ؟
جواب - پيامبر هنگام وحى يا الهام ، به خاطر ارتقاى نفس پاكش و اتّصال به عالم لوح محو و اثبات ، بر ثبوت حادثهاى مطّلع مىشود ، ولى نمىداند كه آن حادثه ، معلّق بر امرى است كه واقع نمىشود ( و يا معلّق بر عدم موانع است ، و لذا با وجود موانع ، منتفى مىشود ) .
توضيح مطلب - چنانكه در جاى خود بحث شده ، از آيات و روايات استفاده مىشود كه عالمى به نام « عالم محو و اثبات » وجود دارد كه يك سرى قضايا در آن ثبت شده است ، امّا دوام و ثبات ندارد و به صورت سيّال و متدرّج است ، بهطورىكه وقايع آن يك جا جمع نمىباشد . بلكه يكى پس از ديگرى مىآيد ، چنانكه در « زمان » اينگونه است كه تا جزء قبلى نرود ، جزء بعدى نمىآيد و يا مثل « حركت » است كه وجودى سيّال و متدرّج دارد .
براى روشن شدن مطلب مىتوان عالم محو و اثبات را به دو چيز غير ثابت تشبيه كرد :
1 - واگنهاى قطار ، كه يكى پس از ديگرى مىآيد و اينگونه نيست كه تمام آن در يك جا جمع شده باشند .
2 - كتاب ، كه مطالبش در صفحات زيادى نگاشته شده و لذا كسى كه صفحهء اوّل را مىخواند ، از صفحات ديگر خبر ندارد و بر همين اساس كسى كه آن را مطالعه مىكند ، نمىتواند با قضاوت سريع خود ، نظرات مؤلّف را نقد كند ، بلكه بايد تا آخر كتاب را مطالعه كند تا به نظرات مؤلّف دست يافته و سپس به نقد آنها بپردازد .
بنابراين عالم لوح محو و اثبات ، بر خلاف عالم لوح محفوظ ( كه وقايع آن مصون از تغيّر و تدرّج است ، و عالمى است باثبات كه تمام مسائلش جمع است و كسى كه به آن عالم اتّصال پيدا كند ، بر وقايع آن نيز مطّلع خواهد شد ) متدرّج است و لذا كسى كه به آن
شرح كفاية الأصول — صفحة 190
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص١٩٠