فبدا له تعالى . . .
مصنّف در اين متن اشاره به معناى بداء در خداوند دارد و مىگويد : اينكه مىگوئيم براى خدا ، بداء حاصل شد ، به اين معناست كه خداوند ظاهر مىكند آنچه را كه در ابتدا نبىّ يا وليّش را به عدم اظهارش امر كرد ، و آنچه را كه در ابتدا مخفى بود ( و يا نبىّ را مأمور كرد كه مخفى نگاه دارد ) آشكار مىكند ، و لذا بر اين معنا نمىباشد كه خداوند ابتدا از جريان مطّلع نبود و بعد از اطّلاع ، پشيمان شده و آن را تغيير داد .
و انّما نسب اليه تعالى . . .
اين عبارت ، جواب از سؤال مقدّرى است ، به اين بيان :
سؤال - اگر بداء در مورد خداوند به معناى ابداء و اظهار است نه بداء و ظهور ، پس چرا در مورد خداوند مىگويند : « بدا له » يا « بداءه » يعنى كلمهء « بداء » را نسبت مىدهند نه « إبداء » ؟
جواب - نسبت مذكور به خاطر آن است كه إبداء و اظهار خداوند نسبت به آنچه را كه بر بندگانش مخفى بوده ، شبيه بداء در بندگانش است كه از تصميم و ارادهء قبلى پشيمان مىشوند . به بيان ديگر : از باب استعاره ، به ابداء خداوند ، « بداء » اطلاق شده است و وجه استعاره ( كه مجاز مىباشد ) همان « شباهت » است ، البته با اين تفاوت كه پشيمانى و بداء در مورد خلايق ، از جهل آنها ناشى مىشود ، ولى در مورد خداوند پشيمانى نيست . بلكه چيزى را به خاطر مصلحتى مخفى كرده و سپس اظهار مىكند .
كذلك بالبداء فى غيره . . .
در اين عبارت بداء در غير خدا به بداء در خدا تشبيه شده است كه توضيح آن در متن قبل بيان گرديد .
ثمّ لا يخفى . . .
متن مذكور ، بيان ثمره بين نسخ و تخصيص است .
ثمره بين نسخ و تخصيص
ثمره در دو صورت ظاهر مىشود :